حضرت براى رهايى از اين فتنه ، راهى را ترسيم مىكنند ، كه از دو فراز تشكيل يافته است :
( 1 ) فراز نخست : التزام به تقيه ، به معناى احتياط كردن و از وقوع در فتنهها و آشوبها خود را حفظ كردن ، كه مهمترين روش جبههگيرى نكردن با ساير مذاهب اسلامى است ، تا باعث تحريك و عصبانيّت آنها نشود و وحدت كلمهء مسلمين حفظ شده ، و امنيّت اجتماعى به هم نخورد .
فرمان تقيّه و خويشتندارى سخن تازه و بىسابقهاى از حضرت نيست ، با توجّه به دستورات مؤكّد و شديد كه از ناحيه پدران معصومين حضرت - عليهم السلام - صادر شده است ؛ همچون عبارات ذيل :
« التقيّة دينى و دين آبائى : تقيه روش و آيين من و پدرانم مىباشد » ، « من لا تقيّة له لا دين له : آن كس كه تقيه ندارد ، دين ندارد . » « 35 »
ناديده گرفتن اين دستور ، در صورتى كه موجب ضرر شود و مصلحت اسلامى مهمترى نيز در ميان نباشد ، از شديدترين محرّمات و گناهان محسوب مىشود . و لذاست كه حضرت اين فتنهها را به آتش جاهليّت تعبير كرده ، به آن معنى كه اينها را همچون انحراف از اصل مسير اسلام دانسته است . و آن كس از پيروان ايشان كه به اين آتش دامن زند ، در خون برادران مؤمن خود شريك است .
( 2 ) فراز دوم : ملتزم شدن به سكون و آرام گيرى و خانهنشينى و تسلط بر اعصاب و احساسات خود و از آشوب و بلوا به دور بودن ؛ و بر طبق آيه شريفه قرآن عمل كردن كه :
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
« 36 » .
و لذا مىبينيم كه حضرت مىفرمايد : من كفيل و ضامن كسى هستم كه خود را به هلاكت نيفكند و از شركت عملى در اين آشوبها بر كنار بوده و در مقابله با اين فتنهها و براى بر طرف ساختن آنها راهى مورد پسند خدا را بپيمايد و اعتراض آرام و نظر صحيح در موضوعات و رويدادها ابراز دارد .
هامش
( 35 ) اخبار تقيّه را در كتاب وسائل الشيعة ( طبع سنگى ) 2 / 545 به بعد ؛ طبع حروفى 11 / 459 به بعد مىتوان يافت .
( 36 ) فرقان / 72 ؛ يعنى : هرگاه از كنار كارهاى بيهوده بگذرند با بزرگوارى از آن بگذرند