همين طور در بغداد در سال 408 « 24 » و در سال 409 ، كار به قدرى سخت شد كه ابو عبد اللّه نعمان شيخ مفيد را از بغداد تبعيد كردند « 25 » و همين مسائل در سال 415 « 26 » در كوفه و در سال 422 « 27 » بازهم در بغداد تكرار شد .
( 1 ) 4 - طبيعت نيز با حوادث و رويدادها همراه شده و گويا مىخواست تأسّف خود را از ظلم فراگيرندهء زمين آشكار نمايد :
در سال 401 ستارهء بزرگى كه تا آن وقت از آن بزرگتر ديده نشده بود ، بر زمين افتاد ( سنگهاى بزرگ آسمانى كه اصطلاحا به آنها ستاره مىگوييم ) . در همان سال آب دجله بيست و يك ذراع بالا آمد و بسيارى از مردم بغداد و عراق غرق شدند . « 28 »
در سال 406 در بصره و اطراف آن و باء سختى آمد به طورى كه قبر كنها از كندن قبر عاجز شده « 29 » و در شهريور همان سال در شهرهاى عراق و بسيارى از شهرهاى ديگر ، باران زيادى باريد و خسارتها به بار آورد . « 30 »
( 2 ) در ماه رمضان سال 417 ستاره بزرگى كه زمين را روشن كرد ، سقوط كرد و صداى هولناكى شنيده شد « 31 » . در سال بعد در عراق تگرگى باريد كه به اندازه يك و يا دور رطل وزن داشت كه كوچكترينش به اندازه يك تخم مرغ بود . تمام محصول زراعت از بين رفت و جز اندكى باقى نماند . « 32 »
در بهمن ماه همان سال ، در عراق باد سردى وزيد ، كه آب و سركه يخ بست و گردش دولابها در دجله از كار افتاد .
هامش
( 24 ) كامل 7 / 299 .
( 25 ) كامل 7 / 300 .
( 26 ) كامل 7 / 316 .
( 27 ) كامل 7 / 355 .
( 28 ) كامل 7 / 256 .
( 29 ) كامل 7 / 281 .
( 30 ) كامل 7 / 281 .
( 31 ) كامل 7 / 327 .
( 32 ) كامل 7 / 330 .