را جاودانه مىكند .
صدوق بهرههاى بسيارى نصيب شيعه مىكند و آثار گرانبهايى به يادگار مىگذارد آثار او از سيصد اثر مىگذرد « 1 » كه در رأس آنها يكى از كتب اربعه يعنى « من لا يحضره الفقيه » است كه فقيهان امامى به اين كتاب اهتمامى شايان توجه دارند .
3 - امام ، على بن الحسين قمى را به اقامه واجبات اسلامى توصيه مىكند و به پرورش صفات اخلاقى و الا مانند : فرو بردن خشم ، صله ارحام ، همدردى با برادران دينى ، برآوردن نيازهاى آنان ، دينشناسى ، استوارى در كارها و ديگر فضائلى كه انسان را به عاليترين مراتب كمال ارتقا مىدهد سفارش مىكند .
4 - امام به فقيه قمى سفارش مىنمايد تا به انتظار فرج قائم آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - كه با ظهورش و در سايه حكومتش دنيا شكوفا مىشود و كلمه توحيد حاكم مىگردد و عدالت در تمامى عرصههاى دولتش كه دنباله زمامدارى جدّ بزرگوارش پيامبر اكرم است گسترش مىيابد - باشد و هرگز اين فريضه را فراموش نكند . اينها پارهاى از مباحثى بود كه در نامه امام به چشم مىخوردند .
4 - نامه به يكى از شيعيان
يكى از شيعيان طى نامهاى دربارهء اختلاف شيعه ، امام را با خبر كرد و حضرت در پاسخ ، نامهاى نگاشت كه بخشى از آن در پايين مىآيد :
« خداوند متعال خردمند را مخاطب مىسازد . . . مردم دربارهء من چند دسته هستند :
1 - گروهى بينا و راه يافته ، متمسك به حق ، پيوسته به فرع برخاسته از
هامش
( 1 ) - امل الآمل .