اصل نبوّت كه كمترين ترديدى دربارهء من ندارند و مرا پناهگاه خود مىدانند .
2 - گروهى نيز حق را از اهل آن نگرفتهاند و مانند دريانوردى هستند كه با موج زدن آب جابجا مىشوند و با آرامش آن آرام مىگيرند .
3 - سومين گروه ، اسير دست شيطان شده و بر اثر حسد ، اهل حق را انكار كرده به كمك باطل ، حق و حقيقت را به كنار مىزنند ، آنان را كه به چپ و راست رفتهاند واگذار ، شبان هنگامى كه مىخواهد گلّهء خود را جمع كند از آسانترين شيوه استفاده مىكند . از افشاى اسرار امامت خوددارى كن و از قدرت طلبى و رياستجويى بپرهيز كه اين دو آدمى را به هلاكت مىاندازند . . . » « 1 » .
امام - عليه السّلام - در اين نامه از اختلاف مردم دربارهء امامت ايشان سخن مىگويد و آنان را در سه دسته جاى مىدهد :
الف : گروه مؤمن و بيناى در امور دينى و آگاه به اهداف امامت . اين گروه به امام حسن عسكرى مانند پدرانش اعتقاد دارد و كمترين شبههاى دربارهء امامت ايشان ندارد .
ب : گروه ناتوان و ناآگاه كه بينش دينى ندارد و حق را از اهل آن نگرفته است . اين گروه كه اكثريت قاطع جامعه را تشكيل مىدهد اسير عواطف است و متأثر از جريانات اجتماعى . رنگپذيرى اين گروه زياد است و در برابر حوادث ، ياراى ايستادگى ندارد و به رنگ پيشامدها درمىآيد .
ج : گروه منحرف و گمراه از صراط مستقيم كه شيطان بر آنان چيره شده و آنان را از ياد خدا غافل كرده است . اين گروه همانگونه كه با پدران امام سر ستيز داشت با حضرت نيز در جنگ است و به اغواى مردم مشغول . سپس امام مخاطب را به استقامت و پايدارى فرامىخواند و از انحراف به چپ و راست
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 78 ، ص 370 .