نفرين مىكرد و مىگفت : پروردگارا ! صالح را همانگونه كه هتك حرمتم كرد و فرزندم را كشت ، جمعم را پراكنده كرد ، مالم را گرفت ، غريبم ساخت و در حق من زشتى مرتكب شد . او را فروگير » « 1 » .
آرى ، اين چنين است عاقبت ستمگرانى كه براى خدا احترامى قائل نيستند ، عاقبت آنها زيانى آشكار است .
حكومت مهتدى
پس از كودتاى نظامى تركان بر ضد معتز « مهتدى » كه 37 ساله بود به خلافت رسيد « 2 » . او كينه و دشمنى نسبت به اهل بيت - عليهم السّلام - را از پدرانش - كه زهر در كامشان كرده بودند و غرق محنتشان ساخته بودند - به ارث برده بود . در اينجا به اختصار از آنچه از اين طاغوت به امام - عليه السّلام - رسيد سخن مىگوييم :
بازداشت امام - عليه السّلام - : طاغوت عباسى به مأموران خود دستور داد حضرت را بازداشت و زندانى كنند زيرا او تصميم بر قتل حضرت و نابودى شيعيان و پيروان اهل بيت داشت . امام مدتى را در زندان بسر بردند و ابو هاشم جعفرى - آن بزرگوار حقگو - همراه ايشان بود . روزى حضرت به او گفت : « اى ابو هاشم ! اين طاغوت مىخواست امشب مرا بكشد اما زندگيش را تباه كرد ، اينك پسرى ندارم و خداوند به زودى پسرى نصيبم خواهد كرد » « 3 » .
يكى از شيعيان به امام نگاشت : « خبردار شدهايم كه او - مهتدى - شيعيان شما را تهديد كرده و گفته است : به خدا قسم آنان را از صفحه روزگار محو
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن اثير ، ج 5 ، ص 344 .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 124 .
( 3 ) - مهج الدعوات ، ص 274 .