تفو بر تو اى چرخ گردون ، تفو ! آيا چنين ياوهمردى بايد سرنوشت مسلمانان را به دست بگيرد و بر آنان حكومت كند ليكن خداوندگار علم و حكمت و تقوا و صلاح ، امام حسن عسكرى - عليه السّلام - از صحنهء زعامت دور باشد ؟ ! .
حكومت منتصر
پس از كودتاى موفق عليه پدر ، منتصر رهبرى حكومت را به دست گرفت و تمام محافل شيعى از اين اتفاق خشنود شدند زيرا كابوس ظلم و ستم بر طرف شده بود . خليفهء جديد اقدامات زير را انجام داد :
1 - بازپس دادن فدك به علويان .
2 - رفع ممنوعيت از اوقاف علويان و برگرداندن آنها به علويان .
3 - بر كنار كردن صالح بن على والى مدينه كه به علويان ستم مىكرد و تعيين على بن الحسين به جاى او و سفارشى بدين مضمون به او :
« تو را ولايت مدينه دادم تا به نيابت از من در حق خاندان ابو طالب نيكى كنى و خواستههاى آنان را برآورده سازى زيرا بدانان رنج و ستم فراوانى رسيده است . اين مال را بگير و ميان آنان و خانوادههايشان بر طبق شأن و منزلتشان تقسيم كن » .
على پاسخ داد : « به اميد و يارى خداوند خواسته امير المؤمنين را بجا خواهم آورد و رضايت او را جلب خواهم كرد » .
منتصر گفت : « در اين صورت نزد خداوند سعادتمند خواهى شد » .
اين سياست درخشان و خردمندانه دربارهء علويان با استقبال عمومى مواجه شد و خاص و عام از آن خشنود شدند و شاعران به ستايش از خليفهء تازه
هامش
و بخد ذى دلال * مثل خد الشيفرانفها مت و لو عشت * اذا طال هوانى