گريست . حاضران مجلس بر امام هراسان شدند و ترسيدند كه خليفه آسيبى به ايشان برساند ليكن متوكل دستور داد جامها را از مجلس بردارند پس متوجه امام شد و عرض كرد : اى ابو الحسن ! آيا وامدارى ؟ .
- « آرى ، چهار هزار دينار . . . » .
دستور داد بدهى حضرت را بپردازند و ايشان را با احترام و بدون كمترين گزندى به منزلشان رساند « 1 » .
اين حركت بيانگر جهاد امام و موضع پيكارگرانه تابناك ايشان در تمام مراحل و شرايط زندگى است . بدون هراس از طاغوت عباسى و بىسازش و مداهنه و يا نزديك شدنى و قرب طلبى به پندگويى او پرداخت و آخرت را به يادش آورد و خط سير آينده او را از ترك دنيا و گم شدن تن نازپروردهاش در خاك ترسيم كرد . هنگامى كه مرگ حاضر است ديگر كارى از دست لشكريان و گنجهاى او ساخته نيست و بدن خليفه بايد خوراك كرمها و حشرات گردد .
قطعا چنين پندهايى هرگز به گوش خليفه كه از آوازهاى خوانندگان زن و مرد و آلات طرب پر بود نخورده بود . هنگامى مرگش فرا رسيد كه ميان جامهاى شراب و گروههاى خوانندگان مست افتاده بود .
به هر حال مصائب امام هادى - عليه السّلام - و كينهكشيهاى متوكل كه با وجود تسلط ظاهرى بر مردم و قبضه كرسى خلافت نتوانسته بود قلوب آنان را جذب خود كند و آنان همچنان شيفته امام هادى - عليه السّلام - بودند و از او تجليل به عمل مىآوردند لذا به انحاء مختلف حضرت را آزار مىداد و خشم خود را آشكار مىكرد قلب پاك امام حسن عسكرى را به درد مىآورد و ايشان را رنج مىداد . در كتاب ديگرمان : « زندگانى تحليلى امام هادى ( ع ) » به تفصيل از
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 44 - 45 .