خوشبويى و قبر و خاكت چه خوشبوست ! » سپس اين بيت را خواند :
« مىخواستند قبرش را از دوستش پنهان كنند ليكن بوى خوش قبر ، راهنماى آنست » « 1 » .
طاغوت عباسى « متوكل » مىخواست قبر سيد الشهدا را محو و اثرش را پاك و نامش را گم كند ليكن سرافكنده شد و تلاشش عبث گشت و آرامگاه سيد الشهدا همچنان در گذر ايام و روزگاران پايدار ماند و پناهگاهى شد براى دلسوختگان و مكانى شد كه مورد تقديس تمامى مردم از هر گروه و فرقه گشت . پناهندگان اين آستان سر به ميليونها تن مىزند يعنى حتى بيش از پناهندگان خانه خدا در مكه . جواهرى مىگويد :
« فراتر از ترس از مرگ رفتى و قبرت بدور از هر هراسى است . روزگار بسيارى است كه هر ساجد و راكعى را پناه مىدهى » « 2 » .
اين عمل ناشايست متوكل ، موجب نفرت عمومى مسلمانان آن عصر گشت و در مجالس و محافل متوكل را مورد بدگويى و فحش قرار دادند و پس از نمازهاى خود او را نفرين كردند و عليه او بر در و ديوار مساجد شعارها نوشتند .
ابيات زير - كه آنها را از ابن سكيت « 3 » يا بسامى « 4 » و يا ديگرى دانستهاند - زبانزد محافل گوناگون شده بود :
« به خدا قسم اگر بنى اميه دخترزاده پيامبرشان را ظالمانه كشتند ، برادرانشان نيز مانند آن را انجام دادهاند » .
« بجان تو اينست قبر ويران شده او . از اينكه نتوانستند شريك آنان در
هامش
( 1 ) -ارادوا ليخفوا قبره عن وليه * و طيب تراب الدهر دل على القبر( 2 ) -تعاليت من مفزع للحتوف * و بورك قبرك من مفزعتلوذ الدهور فمن سجد * على جانبيه و من ركع( 3 ) - مرآة الزمان ، ج 6 ، ص 136 .
( 4 ) - فوات الوفيات ، ج 1 ، ص 203 .