هيچ حافظى آنان را از تباهى حفظ نمىكرد و هيچ نگهبانى آنان را با ديده مهر و رحمت نمىنگريست . از اين فاجعه كه مسلمانان را فرا گرفته بود چه چيزى بالاتر است ؟ .
بخش ديگرى از اين دعاى بزرگ را مىخوانيم و در آن با ديدهء تأمل مىنگريم :
« اللهم ؛ و قد استحصد زرع الباطل و بلغ نهايته و استحكم عوده ، و استجمع طريده و خذرف وليده ، و بسق فرعه ، و ضرب بجرانه . اللهم ؛ فاتح له من الحق حاصدة ، تصدع قائمه و تهشم سوقه و تجب سنامه و تجدع مراغمه ليستخفى الباطل بقبح صورته و يظهر الحق بحسن حليته . . . » .
« پروردگارا ! كشت باطل به بار نشست و به اوج شكوفايى رسيد و بدنهاش محكم شد و پراكندهاش گرد آمد و ثمرش حاصل شد و شاخهاش بلند شد و در زمين استوار گشت .
پروردگارا ! دروگرى از حق را فراهم آر تا آن را درو كند و تنه ساقههايش را بچيند و خورد كند و بلندايش را به زير گيرد و خاكنشينش كند تا باطل با چهره كريهش پنهان گردد و حق با رخسار و زينت نيكويش آشكار شود .
پروردگارا ! براى ستم پناهى مگذار جز آنكه ويرانش كنى و سپرى منه مگر آنكه واژگونش كنى و كلامى مجتمع مگذار مگر آنكه پراكندهاش سازى و سپاهى منه مگر آنكه بىمقدارش كنى و بلندايى منه جز آنكه با خاك يكسانش كنى و پرچم افراشتهاى منه مگر آنكه واژگونش كنى و سبزهزارى منه جز آنكه تباهش سازى .
پروردگارا ! خورشيدش را تيره ، نورش را كاسته و ياد و نامش را فراموش شده كن و سرش را به حق بكوب ، سپاهيانش را پراكنده كن و در دل خاندانش هراس افكن .
پروردگارا ! براى او بقيهاى را مگذار جز آنكه نابودش كنى و بنايى منه
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢١٧