آستانت شد ليكن موانع ، او را از ديدارت بازداشتند ؟ ! و چه كسى بر خواستهاش در آستانت پافشارى كرد ليكن از فيض بخشش و درياى كرمت سيراب نشد و چه كسى به كاويدن معدن عطايايى پرداخت اما با گهرهاى گرانسنگ بازنگشت ؟ ! .
پروردگارا ! با همه وجودم قصد درگاهت كردم و دست خواستارم در بخششت را به صدا درآورد و قلبم با خشوع و زارى تمام تو را نيايش كرد . تو را بهترين شفيع خود به سويت يافتم ، قبل از آنكه خواستهاى به ذهنم خطور كند يا در ضميرم واقع شود ، آن را مىدانى پس بار الها دعايم را به هدف اجابت برسان و خواستهام را قرين پيروزى كن . . . » .
امام در اين قسمت به ستايش و بزرگداشت خداوند مىپردازد و يكايك نعمتهاى مولا از جمله اجابت دعاى بندگان را نام مىبرد و از محنتها و مصائب شيعيان با زبانى زيبا و شاعرانه كه ويژه زبان ائمهء اهل بيت است بيان مىدارد . به قسمت ديگرى از اين دعاى بزرگ گوش فرا داريد :
« اللهم ؛ و قد شملنا زيغ الفتن ، و استولت علينا غشوة الحيرة وقار عنا الذل و الصغار ، و حكم علينا غير المأمونين في دينك و ابتز امورنا معادن الابن ممن عطل حكمك و سعى في اتلاف عبادك و افساد بلادك . . . » .
« پروردگارا ! انحراف فتنهها ما را فرا گرفت و پردهء حيرت ، ما را احاطه كرد و ذلت و خوارى در خانههايمان را كوفت و غير امينان در دينت بر ما حاكم شدند و معادن كينه و نفرت - كه احكامت را تعطيل كردند - سرنوشت ما را در دست گرفتند و در راه نابودى بندگانت و تباهى شهرهايت كمر بستند .
پروردگارا ! دستاورد ما پس از تقسيم ، تيول آنان شد و امارت و حكمرانى از مشورت به تسلط گرويد و پس از برگزيدگى ميراثى براى امت گشتيم ، با بهرهء يتيم و بيوهزنان آلات لهو و لعب خريدارى شد و اهل ذمه بر مؤمنان با قدرت حكم راندند و فاسق هر قبيلهاى به سرپرستى كارهاى آنان
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢١٥