مگر آنكه با خاك برابرش سازى و حلقه پيوندى مگذار جز آنكه آن را بگسلى و سلاحى منه مگر آنكه كندش سازى و مركبى مگذار جز آنكه تباهش كنى و علمدارى مگذار مگر آنكه سرنگونش سازى .
پروردگارا ! يارانش را پس از يكدلى ، پراكنده ساز و پس از وحدت كلمه ، چندگانه كن و پس از حكمروايى بر امت ، سرافكنده ساز . . . » .
اين قسمت از دعا گوياى رنج و اندوه بزرگى است كه از دست حكومت جبارانه ستمگرانى كه روش و سنت خدايى را تغيير دادند و زندگى آزادگان را به دوزخى تحملناپذير بدل كردند ، در سينه حضرت مىجوشد . ايشان با دمى سوزان متوجه درگاه احديت شده و با تضرع از آن آستان خواستار محو آنان از پهنه زمين است و از خداوند مىخواهد سايهاى از آنان نگذارد و عذاب و كيفر خود را بر آنان فرو ريزد و چونان خشكيده كاهى اسير باد صرصر سازد تا بدان وسيله مؤمنانى كه تلخى ستم و جور را چشيدهاند تشفى خاطر يابند . به بند ديگرى از اين دعاى بزرگ گوش مىكنيم :
« و أسفر لنا عن نهار العدل و ارناه سرمدا لا ظلمة فيه و نورا لا شوب معه و اهطل علينا ناشئته و انزل علينا بركته و ادل له ممن ناواه و انصره على من عاداه . اللهم ؛ و اظهر الحق و اصبح به في غسق الظلم و بهم الحيرة . . . » .
« روز عدل را بر ما آشكار كن و آن را روزى جاودانه و بىتيرگى قرار ده و آن را فروغى بدون شائبه قرار ده و بركت و بهره آن را بر ما سرازير نما و آن را بر دشمن عدالت ، پيروز كن و بر مخالف آن يارى ده .
پروردگارا ! حق را آشكار كن و در تيرگى ظلم آن را جلوهگر نما و حيرت را بر طرف ساز .
پروردگارا ! بدان ، دلهاى مرده را زنده و انديشههاى پراكنده و مختلف را جمع كن و حدود وانهاده را برپا دار و احكام سست گرفته را استوار كن و گرسنگان را سير كن و تنهاى فرتوت و خسته را آرامش ده ، همانگونه كه
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢١٨