محترمين خود را نزد حضرت امام حسن عسكرى فرستادند آنان به امام شكايت كردند و حضرت از اين حوادث متألم شده به درگاه احديت متوسل شدند و از خداوند خواستند تا شرّ اين سركش پليد را از سر آنان كوتاه كند .
توشههايى از دعا
امام نمايندگان قم را با دعاى زير پربار كرد و از آنان خواست تا در قنوت نمازهاى خود آن را بخوانند تا خداوند اين محنت بزرگ و جانكاه را از آنان بر طرف سازد :
« الحمد للّه شكرا لنعمائه ، و استدعاء لمزيده ، و استجلابا لرزقه ، و استخلاصا له و به دون غيره و عياذا من كفرانه و الالحاد فى عظمته و كبريائه ، حمد من يعلم ان ما به من نعمائه فمن عند ربه و ما مسه من عقوبته فبسوء جناية يده و صلى اللّه على محمّد عبده و رسوله ، و خيرته من خلقه ، و ذريعة المؤمنين الى رحمته و آله الطاهرين ولاة امره . . . » .
« ستايش خداى را تا شكرى بر نعمتهايش ، درخواستى براى افزايش آنها ، كششى براى روزيش و اخلاصى براى او - و نه ديگرى - باشد و پناهى باشد از كفران نعمت و الحاد در عصمت و بزرگيش . ستايش خداى را ، ستايش آنكه مىداند هر چه نعمت است از پروردگارش مىباشد و هر چه از عقوبت به دو مىرسد پيامد عمل خودش است و درود خداوند بر محمّد ، بنده ، رسول و برگزيدهء از خلقش و دستاويز مؤمنان به رحمت حق و درود بر خاندان طاهر او و فرمانروايان امرش .
پروردگارا ! تو خود به بيش خواهى از خودت دعوتمان كردهاى و دستور دادهاى تو را بخوانند و اجابت دعا را از بندگانت تضمين نمودهاى و آن كه را از صميم دل به تو رو آورد و قصد درگاه تو كند نااميد نكردهاى و عطا خواهت را دست خالى بازنگرداندهاى و آن كه خواستار بخششت گردد سرافكنده نخواهد شد . چه كسى به سويت گام برداشت و تو را نزديك نيافت و چه كسى راهى