درهم مىشد گوسفندى يا كوزه عسلى و يا كوزهاى روغن خريد و با دينارى مىشد شترى به چنگ آورد « 1 » .
سوگمندانه اين درآمد كلان خرج بهبود زندگى مردم و توسعه اقتصاد عمومى نمىشد بلكه به جيب حكام سرازير مىشد تا در راه ساختن كاخهاى بىمانند - آنگونه كه متوكل مىكرد - و خريد كنيزكان و جلب لودگان ، خنياگران و دلقكها و . . . صرف شود .
زورگويى در گردآورى خراج
زورگويى ، ستمگرى و شكنجه ، زبان رايج و حاكم اكثر دوران حكومت عباسيان بود . مالياتبگيران سياه پوست بدون كمترين رحم و مروتى هر ميزانى كه خود مىخواستند تعيين مىكردند و با شديدترين وجه از شهروندان مطالبه مىكردند و هر كه از پرداخت مبالغ درخواستى ، سرباز مىزد راهى زندان يا گور مىشد .
جهشيارى مىگويد : « مالياتدهندگان و خراجگزاران به انحاء مختلف به وسيله درندگان و گزندگان شكنجه مىشدند . محمّد بن مسلم از نزديكان « مهدى » بود و هنگامى كه به خلافت رسيد و شكنجهء باجگزاران را ديد در اين مورد با محمّد بن مسلم به مشورت پرداخت و او گفت : يا امير المؤمنين ! اين كار عاقبت خوشى ندارد و آنان بستانكاران مسلمين هستند پس بايد به گونه بستانكاران رفتار كنند . خليفه نيز دستور داد ديگر آنان را شكنجه نكنند » « 2 » .
در خلافت هارون الرشيد نيز مردم از فضل بن يحيى برمكى كه والى خراسان بود بد گفتند و نزد خليفه از او شكايت كردند . رشيد او را معزول كرد
هامش
( 1 ) - حياة الامام موسى بن جعفر ( ع ) .
( 2 ) - الوزراء الكتاب ، ص 142 .