تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
بميرد بايد أول تمام زكات را از مالي كه زكات آن واجب شده بدهند بعد قرض أو را ادا نمايند .
( مسأله 1887 ) كسى كه بدهكار است وگندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد اگر بميرد وپيش از آن كه زكات اينها واجب شود ورثه قرض أو را از مال ديگر بدهند هر كدام كه سهمشان به " 288 " من " 45 " مثقال كم برسد بايد زكات بدهد ، واگر پيش از آن كه زكات اينها واجب شود قرض أو را ندهند چنانچه مال ميت فقط به اندازه بدهى أو بأشد واجب نيست زكات را بدهند واگر مال ميت بيشتر از بدهى أو بأشد بايد جنس زكات دار را نسبت به مجموع مال ملاحظه كنند به همان نسبت از جنس زكات دار كسر شود سپس سهم هر يك از ورثه كه به اندازه نصاب برسد زكات بر أو واجب است .
( مسأله 1888 ) اگر گندم وجو وخرما وكشمشى كه زكات آنها واجب شده خوب وبد دارد جايز است كه زكات هر كدام از خوب وبد را از خود آنها بدهد واحتياط واجب آن است كه زكات نوع خوب را از نوع بد ندهد .
نصاب طلا ( مسأله 1889 ) طلا دو نصاب دارد : نصاب أول آن بيست مثقال شرعي است كه هر مثقال آن " 18 " نخود است . پس وقتي كه طلا به بيست مثقال شرعي كه پانزده مثقال معمولى است برسد اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته بأشد انسان بايد يك چهلم آن را كه نه نخود مىشود از بابت زكات بدهد ، واگر به أين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست . ونصاب دوم آن چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال معمولى مىشود يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود بايد زكات تمام " 18 " مثقال را از قرار يك چهلم بدهد واگر كمتر از سه مثقال اضافه شود فقط بايد زكات " 15 " مثقال آن را بدهد وزيادى آن زكات ندارد وهم چنين است هر چه بالا رود يعنى اگر سه مثقال اضافه شود بايد زكات تمام آنها را بدهد واگر كمتر اضافه شود مقداري كه اضافه شده زكات ندارد .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 317 | السيد محمد الروحاني