( 1 ) فرمود : اما گفتار شما كه من وصى بودم و وصيت را ضايع نمودم خداوند متعال در كتاب خود فرموده
وَ لِلَّهِ
« 1 »
عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
كسى كه استطاعت حج را دارد اگر ترك كند كافر مىشود خانه خدا كافر نميشود اگر چه مردم آن را ترك كنند يعنى فرائض آن را بجا نياورند ، و لكن آن كسى كافر مىشود كه استطاعت انجام فرائض را دارد ولى بجا نمىآورد ، و همانطور من : اگر وصى بودم شما بر من كافر شديد نه اينكه بسبب اينكه شما مرا ترك كرديد من بشما كافر شدم گفتند راست گفتى اين دليل برابر دليل ماست .
و اما گفتار شما كه ابن عباس در لباس فاخر و دامنكشان شما را بسوى چيزى كه شما نيز دعوت مىكنيد دعوت مىكند بحقيقت كه زيباتر از آن را در روز حرب بر تن رسول خدا ( ص ) ديدم .
بعد از اين احتجاج بيشتر از چهار هزار نفر بسوى او برگشتند و چهار هزار نفر نيز در برابر او پايدار ماندند و محاجه كردند . على ( ع ) فرمود : اى گروه در باره شما به حكم خدا منتظر هستم كدام يك از شما عبد اللَّه فرزند خباب فرزند ارت و زن و دخترش را كشته است خود را براى من معرفى كند و او را در مقابل آنان بكشم و برگردم پيمانى است تا مدتى در باره شما به حكم خدا منتظر هستم صدا كردند همه ما فرزند خباب و زن و دخترش را كشتيم و در خون آنها شركت جستيم امير المؤمنين ( ع ) آنها را صدا زد كه براى من نوشتهها ظاهر كنيد و با من بر اين امر روبرو صحبت كنيد من دوست ندارم كه بعضى از شما در غوغاء و سر و صدا اقرار كنيد و بعضى ديگر اقرار نكنيد و من در آن شورش و سر و صدا نميشناسم و كشتن كسى را كه اقرار بقتل كسى نكرده با اقرار ديگرى جايز نميدانم .
هامش
( 1 ) حق خدا بر مردم اينست كه خانهء او را زيارت كند كسى كه بسوى او از جهت راه استطاعت دارد .