از او پرسيدند چه چيز لذتش از هر لذتى بيشتر است ؟ جواب داد استفاده از ادب و شنيدن مطالبى كه نشنيده است .
« او گفت : نفيسترين چيزى كه بايد نوجوانان داشته باشند ، ادب است و اولين فائدهاى كه ادب بانها مىرساند اين است كه آنها را از كارهاى بد دور مىكند ؛
« او گفت : نافعترين ذخيره و دارائى انسان دوست صميمى است ؛
« او گفت : مردم آدم ساكت را بىزبان مىدانند ، ولى وى سالم است ، اما مردم شخص پرحرف را فضول دانسته و خود او هم پشيمان است ؛
« او گفت : مرگ را سبك و بىاهميت بدانيد ، زيرا تلخى آن در ترس از آن است .
از او پرسيدند : دارائى شايسته كدام است ؟ جواب داد . دارائى كه سبب اتفاق و اتحاد مردم گردد ؛
« او گفت : مرد قابل ستايش كسى است كه اسرار مردم را كه نمىخواهند فاش شود ، مكتوم دارد و البته اگر سرى را به كسى سپرده باشند بر او واجب است آن را حفظ و مكتوم بدارد ؛
« او گفت : همان گونه كه ميل دارى سر تو نزد ديگران مكتوم بماند ، سر ديگران را مكتوم بدار و اگر نگاهدارى سرت سينهات را تنگ كند ، البته سينه ديگرى را بيشتر تنگ خواهد كرد .
از او پرسيدند : چرا مرد عاقل مشورت مىكند ؟ جواب داد : علت آن است كه آدم عاقل خود را از هواى نفس خالى مىكند و مىخواهد راى او خالى از عيب و نقص باشد .
« سقراط گفت : هركس خلق نيكو دارد زندگانى او نيك مىگردد و هميشه سلامت است ، و مردم او را دوست مىدارند و هركس تندخو باشد ، زندگانيش سخت و دائم در حال خشم است و مردم از او متنفر مىشوند ؛
« او گفت : حسن خلق قبايح اعمال را مىپوشاند ، ولى سوء خلق محاسن
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١١٩