شده و خواهد مرد .
از او پرسيدند دربارهء زنان چه مىگوئى ؟ گفت : آنها مثل درخت خرزهره داراى رونق و جلوه مىباشند ، ولى اگر مرد بىاطلاع از آن بخورد او را خواهد كشت .
« به او گفتند : چه حق دارى كه زنان را نكوهش مىكنى درحالىكه تو از زن زائيده شدهاى و اگر آنها نبودند ، نه تو و نه حكماء ديگر بمانند تو پيدا نمىشدند ؟ جواب داد :
زن مثل درخت خرما است كه شاخههايش داراى تيغهايى « 1 » است كه اگر در بدن انسان فرو رود ، بدن را زخم كند ، ولى بارش رطب تازه و شيرين است .
« ارشيجانس به او گفت : اين مطالبى كه تو مىگوئى مردم شهر اينها را قبول نمىكنند . جواب داد :
من از آنكه مردم آنها را قبول نمىكنند ، ناراحت نمىشوم ، بلكه ناراحتى من از آنست كه مبادا حرف من حق نباشد .
« او گفت : هيچگاه در فكر مردم بيحيا مباش ؛
« او گفت : مبادا كسى كه كفران نعمت را نمود ترا از نيكى باز دارد ؛
« او گفت : جاهل كسى است كه دو مرتبه پاى او به سنگ خورد ؛
« او گفت : تجربهء روزگار بهترين تاديبكننده و رنگارنگى روزگار بهترين واعظ است و اخلاق كسانى كه با آنها معاشرت كردهاى بهترين وسيله معرفت مىباشد ؛
« او گفت : بدان كه تو دنبال رفتگان خواهى رفت و حالا در جاى آنان اقامت دارى و باصلى كه از او بوجود آمدهاى برميگردى ؛
« او گفت : گردش زمانه براى مردمى كه اهل اعتبارند موجب عبرت است و هر روزى كه بر چنين مردم گذرد دانش جديدى در بر خواهد داشت ؛
هامش
( 1 ) - اين تيغها در عرف عرب زهردار و بسيار سوزندهاند ( مترجم ) .