« او گفت : بهترين كارها حد وسط در كار است ؛
« او گفت : اهل دنيا مثل عكسى هستند كه روى كاغذى نقش شدهاند كه هر گوشه از آن را باز كنى گوشه ديگرى پيچيده مىگردد ؛
« او گفت : صبر كمك بر هر كارى است ؛
« او گفت : هركس عجله كند و تند راه رود ، بيشتر خواهد افتاد ؛
« او گفت : اگر عقل انسان در بسيارى از امور راهنماى او نباشد ، در بسيارى از كارها باعث هلاك خواهد شد ؛
« او گفته است : آدمى حكيم نمىشود ، مگر آنكه بر شهوات جسمى خود غالب گردد ؛
« او گفت : با والدين خود طورى رفتار كن كه مايلى فرزندانت با تو آن رفتار را نمايند ؛
« او گفته است : شايسته است كه مرد عاقل با مردم جاهل بسان طبيبى باشد كه با مريض خود صحبت مىكند ؛
« او گفت : طالب دنيا عمرش كوتاه و فكرش زياد است ؛
« او مىگفت : دارائى مخدوم است و هركس به ديگرى خدمت كند آزاد نيست .
به او گفتند : چه چيز بما نزديكتر است ؟ جواب داد : اجل انسان . از او پرسيدند كدام چيز از انسان دور است ؟ گفت : آرزوها . به او گفتند : انسان به چه چيز بيشتر مأنوس است ؟ جواب داد : به دوست موافق . به او گفتند : از چه چيز انسان بيشتر وحشت دارد ؟
جواب گفت : از مرگ .
« او گفت : مرگ يگانه چاره جلوگيرى از شر مردم شرور است ؛
« از گفتههاى سقراط كه بدين مضمون است :
« دادند دو گوش و يك زبانت ز آغاز * يعنى كه دو بشنو و يكى بيش مگو ؛
« او گفت : پادشاه بزرگ كسى است كه بتواند بر شهوت خود غلبه كند .