« او گفت : هركس نسبت به خود بخل كند نسبت بمردم بخيلتر است و هركس نسبت به خود سخى باشد ، كسى است كه اميدوارى به سخاوت او نسبت به مردم زيادتر است ؛
« او گفت : كسى كه خود را شناخت گم نمىشود و هركس به خود جاهل بود به كلى گم شده است ؛
« او گفت : نفس خيّر بمختصر ادبى اكتفا مىكند ( يعنى تذكر مختصر او را به راه مىآورد ) ولى نفس شرور هيچگونه ادب و تذكرى در او مؤثر نيست ، زيرا اصلش بد و در زمين بد كاشته شده است ؛
« او گفت : آنكس كه نمىداند ، بايد ساكت باشد تا اختلافها از بين برود ؛
« او گفته است : شش دسته و طايفه هستند كه هيچگاه از اندوه و ناراحتى دور نمىشوند :
كينهتوزان و حسودان و مردم تازه بدوران رسيده ( تازه كيسه ) و ثروتمندانى كه از فقر مىترسند و كسانى كه طالب مقامى هستند ولى قابليت آن را ندارند و آنان كه با اهل فضل و ادب همنشين بوده ولى بهرهاى از ادب ندارند ؛
« او گفته است : كس كه سر خود را نگاهدارد ، وضع او بر مردم پنهان است ؛
« او گفته است : بهتر از خير عمل بخير است و شرتر از شر عمل بشر است ؛
« او گفت : عقل موهبتى الهى و علم اكتسابى است ؛
« او گفت : هنگامى مرد كاملى خواهى بود ، كه دشمنت به تو اطمينان داشته باشد ؛ بنابراين بطور حتم دوستانت بايد از تو مطمئن باشند و اگر دوستانت اطمينان به تو نداشته باشند چگونه مرد كاملى خواهى بود ؛
« او گفت : از كسى كه دلهاى شما از آنها متنفر است پرهيز نمائيد ؛
« او گفت : دنيا زندان كسانى است كه در آن زهد را اختيار نمودهاند و بهشت كسانى است كه دنيا را دوست دارند ؛
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١١٦