تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
در آن دو حفرهء آتش على نياندازد . على ( ع ) كه اين غلو و انحراف ابن سبأ را مشاهده نمود او را به مدائن تبعيد كرد ، وى در مدائن بود تا روزى كه خبر مرگ على به او رسيد ، وى گفت : على نمرده است ، آن كه مرده على نبوده ، بلكه شيطان بوده است كه به صورت على جلوه‌گر شده است ، زيرا على نخواهد مرد ، بلكه او مانند عيسى به آسمان‌ها پرواز نموده ، و روزى هم فرود خواهد آمد ، و از دشمنان انتقام خواهد گرفت ! ج ) عبد الله سبأ همان است كه گفت : على خدا است ، و من نيز پيامبر وى هستم ، على او را دستگير نمود و به زندانش افكند ، عبد الله سه شبانه روز در همان زندان ماند ، و در اين مدت از وى درخواست مىكردند كه از گفتهء خويش توبه كند ، و از عقيدهء باطلش برگردد ، ولى او توبه نكرد ، و على نيز او را سوزانيد ، و در همين جريان بود كه على اين شعر را سرود :
لما رأيت الامر منكرا * او قدت نارى و دعوت قنبرا
« آن گاه كه عمل ناپسند را ديدم آتش خود را شعله‌ور ساخته و قنبر را طلبيدم ! » د ) عبد الله سبأ همان بود كه وقتى امام على بن ابيطالب ( ع ) در مقابل وى دست به سوى آسمان بلند كرد بر امام اعتراض كرد كه : مگر خداوند در همه جا نيست ؟ ! چرا در مقام دعا دست به سوى آسمان بلند مىكنى ؟ ه - ) عبد الله سبأ همان است كه با پيروان خويش به پيش امام ( ع ) آمدند و به او گفتند : يا على تو خدا هستى ؟ على ( ع ) هم به جرم همان گفتار كفرآميزشان همه آنان را در آتش سوزانيد و هر كدام از آنها كه به آتش فكنده مىشدند مىگفتند حالا يقين كرديم كه او ( على ) همان خدا است ، زيرا كسى با آتش عذاب نمىكند جز پروردگار آتش ! ز ) عبد الله سبأ اوّلين كس بود كه ابو بكر ، عمر و عثمان و ساير صحابهء پيامبر را ذمّ و نكوهش نمود ، و از آنان بيزارى جست ، و مسيب بن نجبه او را دستگير نمود و كشان كشان به پيش امام ( ع ) آورد ، آن حضرت نخست به مدح و ثناى ابو بكر و عمر پرداخت و آنان را به نيكى و احترام ياد نمود ، آن گاه گفت : هر كس مرا از آنان برتر و مقدم بشمارد بر او حدّ افترا زدن را اجرا خواهم كرد ، سپس او را به مدائن تبعيد نمود !