على را به پيش خود خواست و با دست خود عمامهاى بر سر وى نهاد يك طرف عمامه را از روى شانهاش آويزان نمود آن گاه فرمود : خداوند در جنگ حنين فرشتگانى به يارى من فرستاد كه عمامههايى مانند على بر سر داشتند و بين ما و مشركين قرار گرفتند و بدين وسيله از سپاه مشركين جلوگيرى به عمل آمد .
بحرانى ( درگذشتهء 1197 ه - ) در كتاب « غاية المرام » در باب شانزدهم در ضمن حديث هفتاد و چهار ، روايت حموينى را در ضمن روايات اهل سنّت آورده است .
كلينى در كافى « كتاب الحجة باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله و متاعه » چنين نقل مىكند كه : رسول خدا ( ص ) در مرض وفات سپر و زره و پرچم و پيراهن و ذوالفقار و سحاب و برد خود را به عى تسليم كرد . و در علل الشرايع نيز روايتى به همين مضمون آمده است .
خلاصه و نتيجه
از اين روايتها كه در كتب شيعه و سنّى فراوان آمده است معناى « سحاب » و معناى « جاء علىّ فى السّحاب » كاملًا روشن مىگردد كه منظور از سحاب ابر نمىباشد ، بلكه منظور از آن عمامهء مخصوص پيامبر ( ص ) است كه سحاب نام داشت و آن را به على بن ابى طالب بخشيده بود و على ( ع ) نيز گاهى آن را بر سر خود مىبست و منظور از جملهء « جاء على فى السّحاب » هم همان حقيقت است كه على با عمامهء مخصوص پيامبر ( ص ) معروف به سحاب كه بر سر داشته مىآمده است .
ولى تحريف كنندگان و كينهتوزان به خصوص دشمنان تشيّع و شيعه از اين حقيقت سوء استفاده كرده و آن را دانسته و يا ندانسته تحريف نمودهاند و « سحاب » را به معناى ابر گرفته و جمله تاريخى « جاء على فى السّحاب » را به معناى على در ابراست تفسير كردهاند و از اين جا افسانهء مضحك و خرافى « افسانهء على در ابر » را به وجود آورده و