خدا ( ص ) عمامهاى داشت كه سحاب ناميده مىشد و اين عمامه را بر سر على بن ابى طالب ( ع ) گذاشت و او اين عمامه را از روى كلاه بر سر مىبست .
و در كنز العمال از ابن عبّاس نقل مىكند كه چون رسول خدا عمامه خود سحاب را به سر على بن ابى طالب گذاشت فرمود يا على عمامه در نزد عرب به منزلهء تاج است يعنى : اين تاج است كه بر سر تو گذاردم . و رواياتى كه در اين زمينه نقل گرديده است دلالت مىكنند بر اين كه جريان و بستن رسول خدا ( ص ) عمامه خويش را به سر على بن ابى طالب ( ع ) در روز غدير بوده در آن روز پيامبر على را خواست و عمامهاى بر سر وى گذاشت و يك طرف عمامه را به پشت وى انداخت .
حموينى ( درگذشتهء 722 ه - ) در فرائد السمطين نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) عمامهء خويش را - كه سحاب نام داشت - بر سر على بن ابى طالب ( ع ) گذاشت و دو گوشهء آن را به طرف جلو و پشت سر وز انداخت سپس فرمود : يا على به سوى من آى على به سمت پيامبر آمد ، آن گاه فرمود : به پشت برگرد ، على برگشت ، چون رسول خدا ( ص ) از جلو و پشت سر على را با دقّت تماشا نمود فرمود : ملائكه در اين شكل و قيافه به نزد من آمدند .
و ابن حجر ( درگذشتهء سال 852 ه - ) در الاصابه از على بن ابى طالب ( ع ) روايت مىكند كه فرمود : رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم ، عمامهاى سياه بر سر من بست و گوشهء آن بر دوشم « 1 » آويخته بود . و دركنز العمال از على بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند : كه رسول خدا ( ص ) در روز غدير ، عمامهاى بر سر من گذاشت و گوشهء آن را به پشت سرم انداخت .
و در روايتى آمده است كه فرمود : رسول خدا دو گوشهء آن عمامه را روى دو دوشم انداخت آن گاه فرمود : خدواند در جنگ بدر و حنين فرشتگانى را به يارى من اعزام داشت كه بدين گونه عمامه بر سر نهاده بودند . و در روايت ديگرى كه باز در كنز العمال نقل شده است چنين آمده است : رسول خدا ( ص ) با دست خويش عمامهاى بر
هامش
( 1 ) . الاصابه ترجمهء عبد الله بن بشر به شمارهء 4566 . از اين روايتها سبب عمامه سياه پوشيدن ( سادات ) از نسل على بن ابى طالب معلوم ميگردد .