اگر واقعاً عقيده پيروان ابن سبأ در بارهء امام ( ع ) اين بوده است پس آنان چگونه وى را در ميان ابرها جسته و با جملهء « السّلام عليك يا امير المؤمنين » به او درود مىفرستادهاند و امير مؤمنانش خطاب مىكردهاند ؟ !
آيا على به عقيدهء آنان خداى عالميان است يا امير مؤمنان ؟ !
من نمىدانم اين دانشمندان محقّق چگونه به اين تناقض روشن و آشكارى كه در اين گفتارشان وجود دارد توجّه ننمودهاند ، و اين دروغها را تصديق نموده و بر آنها صحّه گذاشتهاند ! تا آن جا كه بعضى از اين محقّقان در مقام ردّ اين عقيده برآمده و بر نفى اين مطلبى كه اساساً دروغ است استدلال نمودهاند ، مانند بغدادى كه در كتاب خود « الفرق بين الفرق » مىگويد : ما به طرفداران اين عقيده مىگوييم كه چگونه مىتواند اين ادّعاى شما كه مىگوييد - رعد صوت على و برق تازيانهء اوست - درست و صحيح باشد در صورتى كه قبل از اسلام و پيش از به وجود آمدن على همان صداى رعد به گوش مردم مىرسيد ، و همان برق آسمانى ديده مىشد ، و به طورى كه فلاسفهء قبل از اسلام در كتابهاى خويش در بارهء رعد و برق بحثها نموده و در علل و عوامل آنها با اختلاف نظر سخن گفتهاند .
و مانند ابن حزم كه در ردّ اين گروه در كتاب « الفصل » مىگويد : كاش مىدانستم كه او در ميان كدام يك از اين ابرها است در صورتى كه قطعات ابر در فضا فراوان ، و در ميان زمين و آسمان زياد است .
اين علماى بزرگ اين دورغها و مطالب خرافى را در كتابهاى خود نوشته و بر آنها صحّه گذاشتهاند .
اين اكاذيب و افسانههاى خرافى گاهى صرفاً جعل گرديده و گاهى هم از مسخ و تحريف و يا سوء تفسير يك حقيقت و واقعيّت تاريخى به وجود آمده است .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 811
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨١١