بررّسى افسانهء « على در ابر است »
كانت للنّبى عمامة تسمّى بالسّحاب عمّمها عليّاً .
پيامبر ( ص ) عمامهاى داشت به نام سحاب آن را بر سر على ( ع )
نهاد .
علماى حديث
در فصل پيش قسمتى از اخبار و نقليات مربوط به داستان « على در ابر » را آورديم و اينك در اين فصل به بررّسى آن مىپردازيم :
نخست بايد بگوييم كه آيا اين علماى بزرگ و مؤلّفين نامدار كه اين سلسله اخبار ضدّ و نقيض را در كتابهاىشان آوردهاند . آنچه را كه با قلمشان مىنويسند با عقل و خردشان نمىسنجند ؟ ! آيا به آنچه از قلمشان مىتراود توجّه ندارند ؟ !
و آيا بدين نكته متوجّه نيستند كه اگر به عقيدهء سبئيه امام ( ع ) خداى عالميان است به طورى كه سعد اشعرى نقل مىكند . و اگر ابن سبأ مىگفت : كه على در حقيقت خدا است به طورى كه جرجانى و مقريزى نقل نمودهاند ، يا اگر به خود او حضوراً مىگفت تو خدا هستى به طورى كه ابن ابى الحديد آورده است . و اگر پيروان ابن سبأ در اين عقيده خويش پافشارى نمودند تا جايى كه خود امير مؤمنان همهء آنها يا عدّهاى از آنها را سوزاند چنان كه در روايات متعدّدى نقل شده است .