تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
گفت : رفاعه ! جنگ و مبارزهء تو سودى ندارد ، اگر مىتوانى خودت را از مهلكه نجات بده و جان به سلامت ببر . رفاعه به آنان حمله نمود و صف آنها را شكست و خود را نجات داد ، ولى عمرو بن حمق دستگير گرديد . از وى سؤال كردند تو كيستى ؟ گفت من كسى هستم كه اگر آزادش كنيد براى شما بهتر و اگر بكشيد براى شما زيان‌بارتر خواهد گرديد ، و تنها بدين جمله قناعت ورزيده و از معرفى خويش خوددارى نمود ، لذا او را به نزد عبد الرحمان بن عبد الله ثقفى معروف به ابن امّ حكم كه فرماندار موصل و خواهرزادهء معاويه بود ، فرستادند ، عبد الرحمان عمرو را شناخت و جريان فرار كردن و دستگير شدنش را طى نامه‌اى به معاويه نوشت و در بارهء او كسب تكليف نمود . معاويه در پاسخ نامه نوشت : عمرو بن حمق طبق ادّعاى خودش با سر نيزه نُه طعنه بر بدن عثمان زده است و ما نمىخواهيم بر او تجاوز كنيم ، بنا بر اين همين طور كه او به بدن عثمان نُه جراحت وارد ساخته است تو نيز نُه بار بر بدن او طعنهء نيزه بزن . عبد الرحمان دستور معاويه را در بارهء عمرو اجرا كرد و در دفعهء اوّل يا دفعهء دوم كه نيزه را بر بدنش فرو كردند ، جان به جان آفرين تسليم كرد .

عمرو بن حمق كيست :

عمرو بن حمق از صحابه و ياران حضرت رسول مىباشد كه پس از صلح حديبيه ، به محضر آن حضرت شتافته و به مقام صحابگى وى نائل گرديد ، و از آن حضرت احاديث فراوانى فرا گرفت . عمرو وقتى جام آب به خدمت پيامبر ( ص ) تقديم داشت ، آن حضرت او را بدين گونه دعا نمود كه : خدايا ! از جوانى بهره‌مندش كن ! « اللّهم امتعه بشبابه » . و لذا با اين كه به هشتاد سالگى رسيد ، حالت جوانى و نشاط در چهره‌اش نمايان بود و حتّى تار مويى از سر و صورتش سفيد نگرديده بود . او از كسانى است كه در شورش عليه عثمان شركت جسته و براى مبارزه با مظالم وى ، با عدّه‌اى به مدينه حركت نمود و يكى از چهار نفرى است كه به خانهء عثمان
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 750 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا