آنها در اين جنگها آمده است وجود داشتهاند ، و به طور كلّى چنين جنگها و جريانهايى در اسلام به وقوع نپيوسته است .
2 . بخش ديگر از جنگهايى كه سيف نه نام جنگهاى مرتدين مىآورد ، جنگهايى است كه در ميان مسلمانان و كفّارى كه دوران خود پيامبر اسلام بودهاند به وقوع پيوسته است و جنگ با مرتدين نبوده ، مانند جنگ مسلمانان با « مسيلمه » و « طليحه » كه در زمان خود پيامبر اسلام به دروغ ، ادعاى پيامبرى و نبوت مىنمودند و عدّهاى را هم به دروشان جمع كرده بودند كه مسلمانان بعد از رحلت و درگذشت پيامبر با آنان جنگيدند و آنان را شكست دادند .
اين جنگها گرچه واقعيت دارند ولى درست نيست كه اين افراد را مرتد و جنگ با آنان را جنگ با مرتدين بناميم . بلكه جنگ مسلمانان با اين گروه جنگ با كفّار بوده است نه جنگ با مرتدين .
3 . بخش سوم از اين جنگها كه سيف به نام جنگهاى مرتدين نقل مىكند ، جنگهايى است كه در ميان خود مسلمانان به وقوع پيوسته است و يك سلسله جنگهاى داخلى بوده است نه جنگ مسلمانان با مرتدين و اين جنگها بدين صورت بوده كه بعضى از قبايل مسلمان عرب اصلًا زير بار بيعت ابو بكر نمىرفتند و زكات مالشان را به او نمىپرداختند و گروه ديگر نيز در اثر بد رفتارى فرمانداران و مأموران ابو بكر و سختگيرىهاى شديد و بى جاى آنان از پرداخت زكات مالشان به عمال ابو بكر امتناع مىورزيدند ، او هم لشكرى به سوى هر گروهى از آنان مىفرستاد در برابر حكومتش آنها را به تسليم وا ميداشت ، مانند جنگى كه در ميان فرمانداران ابو بكر و عشاير كنده به جهت شترى جوان واقع گرديد ، كه اعثم كوفى ، بلاذرى ، حموى ، جريان آن را مشروحاً آوردهاند .
جنگ كنده
حموى در معجم البلدان در مادهء « حضرموت » مىگويد :
چون مردم مدينه پس از درگذشت پيامبر اسلام با ابو بكر بيعت نمودند ، وى به