جريانها و ويرانگرىهاى بىسابقهاى بار آورده است در صورتى كه اصلًا امّ زملى وجود نداشته است كه به ارتداد گرايد و چنين جنگى به وقوع پيوندد و اين همه كشت و كشتار و خرابىها به بار آيد .
سيف ارتداد ديگرى نيز به اسم ارتداد « اخابث » در سرزمين « اعلاب » آورده است و مىگويد : فرماندهى به نام طاهر كه فرزند خديجه و ربيب پيامبر ( ص ) بود به جنگ مرتدين اخابث شتافت و از آنان آن قدر به قتل رسانيد و جسم بى جانشان را در خاكها انداخت كه از اجساد كشته شدگان ، راهها متعفّن گرديد و قافلهها از حركت باز ماند .
در صورتى كه نه سرزمينى به نام اعلاب وجود داشته است و نه مردمى به نام مردم اخابث و نه صحابهاى به نام طاهر كه پرورش يافته دامان پيامبر باشد و فرماندهى لشكر موهوم اخابث را به عهده بگيرد .
آرى هيچيك از اين حوادث و جريانات ، و حوادث زياد ديگرى كه سيف در بارهء جنگ مرتدين نقل نموده است صحت ندارد و همهء اين ها بى اساس و ساختگى است ، و دروغ و افسانهاى بيش نيست .
ولى با اين حال سيف با داشتن تخصّص و مهارت خاص در جعل حديث و تاريخ توانسته است كه دروغها و جعلياتش را در بارهء ارتداد مسلمانان بعد از پيامبر منتشر سازد و چنين وانمود كند كه همهء قبايل جزيرة العرب پس از پيامبر ( ص ) از اسلام برگشتند سپس به زور نيرو و شمشير دو مرتبه اسلام را پذيرفتند . جا دارد در پايان اين بحثها براى روشن شدن هر چه بيشتر اين قسمت از تاريخ اسلام ، يك بررّسى كوتاه از جنگهايى كه سيف به نام جنگ مرتدين ساخته است داشته باشيم :
1 . بخشى از اين جنگها كه قسمت زيادى از افسانهها و داستانهاى او را در جنگهاى مرتدين تشكيل مىدهد ، جنگهايى است كه اصل آنها را با نيروى خيال خود ساخته ، قهرمانان ، فرماندهان ، و جنگجويانى هم از پيش خود براى آنها تراشيده ، اماكن و محلهاى وقوع و مشخصات ديگر نيز معيّن نموده و تكميل شدههايش را در اختيار تاريخنويسان گذاشته است ، در صورتى كه نه اصل اين جنگها صحت و اساس دارد و نه مشخّصات و جزئياتى كه در آنها به كار رفته است و نه اكثر قهرمانان و فرماندهانى كه نام
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 559
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٥٥٩