تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
و آوازه خوانى دو نفر به گوش پيامبر رسيد كه ترانه مىخواندند و شعر مىسراييدند و يكى در پاسخ آن ديگرى مىگفت :
يزال حوارى تلوح عظامه * زوى الحرب عنه ان يجن و يقبرا
ترجمه : استخوان‌هاى آن دوست خيرخواه من نمايان است زيرا جنگ مانع از كفن و دفن او گرديده است . رسول خدا فرمود ببينيد اين صداى غنا از كجا و از چه كسى است ؟ گفتند يا رسول الله معاويه و عمرو عاص هستند كه اين چنين خوانندگى مىكنند ، رسول خدا عرضه داشت خدايا آنان را در فتنه‌ها فرو بر و به سوى آتش‌شان بكشان ، اللهم اركسهما فى الفتنة ركسا و دعهما الى النار دعاً . « 1 » سيف ديده است كه اين روايات آبروى معاويه و عمرو عاص را مىريزد و قيافهء واقعى آنان را نشان مىدهد و لذا آنها را تحريف كرده نام معاويه و عمرو عاص را به معاوية بن رافع و عمرو بن رفاعه تبديل نموده است تا بدين وسيله نقابى بر چهره معاويه و عمرو عاص بكشاند و قيافه نفرين شده آنان را مستور سازد و اين نفرين و انزجار پيامبر اسلام را نسبت به آنان به گردن ديگران بار كند به همين منظور روايت نامبرده را بدين صورت نقل كرده است كه راوى گفته : من در يكى از مسافرت‌ها در حضور پيامبر بودم صدايى به گوش آن حضرت رسيد ، فرمود اين چه صدايى است كه به گوش مىرسد من به سمتى كه صدا بلند بود رفتم ديدم كه معاوية بن رافع و عمرو بن رفاعه هستند كه ترانه الا يزال حوارى . . . را مىسرايند . جريان را به رسول خدا عرضه داشتم پيامبر در بارهء آنان نفرين نمود و گفت : اللهم اركسهما فى الفتنة ركسا ، همين نفرين پيامبر سبب گرديد پيش از آن كه رسول خدا از
هامش
( 1 ) . حديث نفرين پيامبر را در باره معاويه و عمرو عاص با همان الفاظى كه در روايت ابو برزه ملاحظه نموديد : أ . احمد بن حنبل در مسند خود : ج 4 ، ص 421 آورده است با اين تفاوت كه وى به جاى نام اين دو نفر فلان و فلان به كار برده و نام آنان را فش نكرده است ولى : ب . در كتاب ت « صفين » نصر بن مزاحم : ص 129 اين روايت به طور كامل نقل گرديده است . ج . بنا به نوشتهءسيوطى در اللئالى المصنوعه و ابو ليلى هم در مسند خود روايت نفرين را به طور كامل آورده است .