تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨

افسانه سبد جواهر و اعجاز عمر

لست ادرى ماذا قصد واضع هذاالخبر . نمىدانم سازنده اين داستان دروغين از جعل آن چه منظورى داشته است . مؤلف در فصول پيش گفتيم كه داستان‌اى خرافى سيف بر دو گونه است : قسمتى از آنها را خود سيف به تنهايى ساخته است و قسمت ديگر ، داستان‌هاى جعلى است كه ديگران نيز با او در اين كار شريك مىباشند . ما نمونه‌هايى از داستان‌هاى خرافى سيف را كه به تنهايى ساخته است ، در طى پنج فصل گذشته آورديم ، اينك در اين فصل هم به آن سلسله از داستان‌هاى خرافى سيف مىپردازيم كه ديگران نيز با او در جعل آن شريك مىباشند و سپس به تاريخ اسلام و عقايد مسلمانان وارد گرديده مانند داستان زير : سيف مىگويد : خليفه دوم عمر بن خطاب « سارية بن زنيم دئلى » را به شهرستان « فسا » و « داراب » فرستاد سپاه ساريه مردم اين دو شهر را به محاصره خود در آورد . اهل فارس به اطراف و اكناف خبر دادند و مردم قراء و شهرستان‌ها را به كمك خويش فرا خواندند مردم نيز از هر طرف به سوى آنان روى آوردند و يك لشكر انبوده و عظيمى به وجود آوردند و سپاه ساريه را در وسط گرفتند . عمر خليفه دوم كه در مدينه مشغول