قبيله قحطان معايب مىسازد نه مناقب . گذشته از اين ، سيف روايت خود را به صورت فضيلت براى اسود نياورده بلكه مىگويد كه اسود تحت تأثير شيطان بود و شيطان با او تكلّم مىكرد ولى خود اسود او را فرشته مىناميده است . . .
به هر حال اين شيطان همان بود كه جريان قيس را به اسود خبر داد و همان بود كه به زبان اسود ، موقعى كه در بستر خواب ، به خواب عميقى فرو رفته بود سخن مىگفت و همان شيطان بود كه جسد اسود را تكان مىداد تا قاتلان وى نتوانند سر او را از تنش جدا كنند تا اين كه چهار نفر دست به هم دادند و بدن وى را از حركت باز داشتند و توانستند سر او را جدا سازند .
از مجموع اين گفتار سيف چنين برمىآيد كه شيطان به اين پيامبر دروغين از عوالم غيب خبر مىداد و كارهاى خارقالعاده و مخالف قوانين طبيعى را با زبان و ساير اعضاى او اجرا مىكرد و او در واقع شيطان بود ولى اسود فرشتهاى مىناميد و عده زيادى در اثر اين اعمال خارقالعاده به او ايمان آورده بودند .
اينها مطالبى است كه سيف از پيش خود ساخته و به داستان اسود افزوده است ولى چه انگيزهاى او را به اين عمل واداشته است ؟ خدايش مىداند . . . ما چه مىدانيم ؟
شايد هدف سيف از بافتن اين دروغها و اكاذيب آن بوده كه وحى و ملائكه و اخبار از غيب ، چگونگى معجزات و بالاخره اعمال خارق العاده پيامبران را بدين صورت كه در اين افسانهاش آورده است ترسيم كند و آنها را يك نوع عمليات شيطانى و يا كهانت و ارتباط با اجنّه و شياطين معرفى نمايد و اين داستان را به صورت نمونهاى از فعاليتها و ارتباطات غيبى تمام پيامبران نشان دهد و انگيزه او هم در اين تحريفات و به مسخره گرفتن كارهاى پيامبران ، همان زندقه و بىدينى او بوده است .
شايد او مىخواسته بدين وسيله مسلمانان را در عقيده خودشان سست و متزلزل سازد و به آنان چنين تلقين و القا كند كه : از كجا معلوم عمليات غيبى اسود متكى به نيرنگ و شيطان باشد ولى عمليات پيامبران ديگر متكى به فرشته و واقعيت ؟ شايد پيامبران ديگر هم مانند اسود ، و فرشتهء آنان هم مانند فرشتهء اسود بوده است .
به هر صورت ، هدف و مقصود سيف هر چه بوده است بالاخره توانسته خرافات را با
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 515
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٥١٥