او را « فرشتهء » خود مىناميد و همان شيطان چندين بار به اسود خبر داد « اين قيس كه در عزت و احترام او را به پاىّ خود رسانيدهاى به زودى تو را خواهد كشت » .
2 . و باز از افزودههاى سيف در اين حادثه آن است كه مىگويد : اسود خطى بر زمين كشيد و در پشت آن خط صد شتر و گاو را جمع نمود ، سپس در جلو آنها قرار گرفت ، بدون اين كه دست و پاىشان را ببندد همه آنها را نحر كرد در صورتى كه هيچ يك از آنها پاى از خط بيرون نگذاشتند و آنها را به حالشان واگذاشت تا در پشت همان خط و مرز دست و پا زدند و جان سپردند .
سيف اين معجزهء اسود را با جمله ديگرى از راوى خود به عنوان شاهد جريان ، تحكيم و تثبيت مىكند كه : او مىگويد من روزى هولناكتر و وحشتناكتر از اين روز نديده بودم .
3 . باز مىگويد : به هنگامى كه قاتلان اسود به خوابگاه وى ريختند و او در ميان رختخواباش به خواب شيرين فرو رفته بود و شيطان وى كه فرشتهاش مىناميدند براى ارعاب و ترساندن قاتلان اسود در كالبد وى با لهجه و زبان خود وى سخن مىگفت .
سيف مىگويد : همان شيطان پس از كشته شدن اسود به كالبد او فرو رفته بود و نعش وى را حركت مىداد كه قاتلاناش نتوانند او را كاملًا ضبط و در زير دستشان كنترل كنند و سر وى را از تنش جدا سازند تا اين كه دو نفر از قاتلان بر پشت او نشستند و همسرش هم موهاى سر وى را گرفت و يك نفر ديگر نيز سرش را از تنش جدا نمود . در اين هنگام شيطان به زبان اسود كلمات نامفهومى مىگفت و داد و فرياد مىكرد . آرى سيف اين معجزات و خارق عادات را براى اسود ، آن پيامبر دروغين مىشمارد و او را بدين گونه تعريف و توصيف مىكند . ولى ما نمىدانيم كه سيف در اين معجزهسازى براى يك پيامبر دروغين چه انگيزه و هدفى داشته است ؟
آيا بدون هدف و مقصد به اين شايعهسازى دست زده است ؟ در صورتى كه ما مىدانيم وى بدون هدف ، حقيقتى را تحريف نمىكند و بدون مقصد دروغى مرا نمىبافد ؟
و آيا منظور وى از اين معجزهسازى اين بوده است كه بدين وسيله مناقب و فضايلى براى اسود بسازد ؟ در صورتى كه اسود عنسى از قبيله قحطان است و سيف هميشه براى
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 514
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٥١٤