تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
نقل كرده و طبرى هم از او گرفته و هر يك از مورخان بعدى مانند ابن اثير ( 5 ) و ابن كثير نيز از طبرى اين داستان را گرفته و در كتاب‌هاى خود نقل نموده‌اند منتهى ابن كثير سم خوردن خالد را از ذيل روايت خذف نموده است . ( 6 )

ارزيابى سند داستان

در سند اين داستانى كه سيف در بارهء صلح حيره نقل نموده است اسم راويان زير به چشم مىخورد : 1 . غصن بن قاسم : كه او هم اين داستان را از يك مرد ناشناس از قبيلهء كنانه نقل مىكند و نام غصن بن قاسم طبق نقل طبرى در سند سيزده روايت سيف آمده است و چون ما در تحقيق‌ها و بررسىهاى خود نام و نشانى از اين راوى پيدا ننموديم لذا او را در سلك جعليات سيف در ليست راويان قلابى كه خود سيف آنان را در خيال خويش آفريده و به وجود آورده است ، محسوب داشتيم . 2 . مردى از كنانه : و چون سيف راوى موهوم را نام‌گذارى نكرده است تاريخ و شرح حال نگاران نتوانسته‌اند نام وى را در كتاب‌هاىشان بياورند و او را معرفى كنند . 3 . محمد : منظور از محمد در اسناد روايت سيف ، پسر عبد الله بن سواد بن نويره است و ما در بحث « ملحق نمودن معاويه زياد را به ابو سفيان » گفتيم راوى كه به نام محمد بن عبد الله بن سواد بن نويره باشد تا به امروز شناخته نشده و او نيز از راويانى مىباشد كه سيف از پيش خود تراشيده است .

نتيجهء ارزيابى

از اين بحث و بررسى چنين به دست آمده كه سيف : اوّلًا : نام طرف گفت‌گوى خالد را از عبد المسيح بن عمرو به عمرو بن عبد المسيح تغيير داده و اين نام تحريف شده را طبرى ( 7 ) در شانزده روايت از روايات سيف آورده است ، در صورتى كه نام او در فتوح البلدان بلاذرى و جمهرهء ابن حزم و به نقل ابن كلبى كه خود طبرى هم آن را نقل نموده عبد المسيح بن عمرو ذكر شده است .