پيشنهاد صلح ما مخالفت ورزيد ، لذا مىخواستم با اين سم خودكشى كنم زيرا مرگ در نظر من بهتر از آن است كه خبر تلخ و ناگوار جنگ را به قبيلهء خويش به ارمغان برم .
خالد بن وليد گفت : اگر اجل كسى نرسد اين سم نمىتواند او را از بين ببرد آن گاه خالد اين عبارت را گفت : « بسم الله خير الاسماء رب الارض و رب السماء الذى ليس يضر مع اسمه دأء ، الرحمن الرحيم » و سمّى را كه در كف دستش بود به لبهاى خويش نزديك ساخت اطرافيان وى خواستند كه او را از خوردن سم جلوگيرى كنند ولى او پيشدستى كرد و همهء آن سم را يك دفعه در دهان فرو برد عمرو چون اين صحنه را ديد گفت : اى مردان بزرگ ! و اى گروه عرب به خدا سوگند شما با داشتن يك چنين رادمرد به آنچه مىخواهيد دست خواهيد يافت . ( 1 )
طبرى پس از نقل اين افسانه ، كيفيت وقوع صلح در ميان خالد و عمرو را شرح مىدهد .
سيف در اين داستان كسى را كه مىخواست تا با خالد گفتگو كند پس او را « عمرو بن عبد المسيح » ناميده و افسانهء سم خوردن خالد را هم بر آن افزوده است .
در صورتى كه بلاذرى جريان صلح حيره را در فتوح خود آورده ولى نام شخصى را كه مىخواست با خالد در بارهء صلح گفتگو كند « عبد المسيح بن عمرو » معرفى نموده نه « عمرو بن عبد المسيح » و از افسانهء سم خوردن خالد هم هيچ حرفى به ميان نياورده است . ( 2 )
با خود طبرى ( 3 ) جريان اين صلح را از مورخ بزرگ ابن كلبى نقل نموده ولى در اين روايت خبرى از افسانهء سم خوردن خالد وجود ندارد و طرف بحث و گفتگوى خالد هم « عبد المسيح بن عمرو » مىباشد نه « عمرو بن عبد المسيح » كه در روايت سيف آمده است .
و همچنين در انساب ابن الكلبى و جمهرة انساب العرب اسم اين شخص « عبد المسيح بن عمرو » است و مشخصات خانوادگى و نسب وى نيز مشروحاً آمده است . ( 4 )
به طورى كه ملاحظه كرديد اين داستان را سيف با تغيير و تحريف نام طرف گفتگو ،
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 478
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٧٨