تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
ثانياً : سيف به داستان اين صلح ، افسانهء سم خوردن خالد را نيز افزوده و اين افسانه را به جز وى كسى از تاريخ‌نگاران ذكر نكرده است .

اين دروغ سازى چرا ؟

سيف بن عمر بدين لحاظ اين افسانه را به جريان افزوده كه مىدانسته است مردم علاقمند مىباشند در بارهء گذشتگان امثال اين فضائل و مناقب را بشنوند و بهترين موقعيتى بود كه سيف خرافات و موهوماتى را با عقايد مسلمانان بياميزد و مسلمانان را خرافى و موهوم پرست به بار بياورد و اسلام را آيين اباطيل و خرافت نشان دهد و انگيزهء او در اين كار و امثال آن همان كفر و زندقهء وى بوده است كه در دل نهان داشته و در كتب رجال و تاريخ هم وى را با همان زندقه توصيف و معرفى كرده‌اند .

سلسلهء راويان حديث

اوّل : سيف داستان سم خوردن خالد را از : 1 . غصن بن قاسم . 2 . محمد بن عبدالله فرزند سواد بن نويره . 3 . و از يك مرد كنانى نقل كرده است . كه دو راوى اوّل از راويان قلابى و ساختگى سيف است و راوى سوم هم مجهول و ناشناخته مىباشد و سيف او را مردى از قبيله كنانه مىداند و اين مرد كنانى چه كسى بوده است جز سيف كس ديگرى نمىداند ! دوم : از سيف نيز بزرگان زير اين داستان را روايت كرده‌اند : 1 . طبرى از سيف گرفته است و از طبرى نيز : 2 . ابن اثير . 3 . ابن كثير . گرفته‌اند و دست به دست در كتب تاريخ‌شان نقل كرده‌اند كه با اين حساب سررشتهء همه اين نقل‌ها به سيف منتهى مىگردد ، همان سيفى كه او را زنديق خوانده‌اند .