تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
تو داد ، حال خود دانى . پس از آن دوباره عبد الرحمن برگشت و دست على ( ع ) را گرفت و صورت قسمى كه به عثمان عرضه داشته بود ، به على پيشنهاد كرد و اين كه با سيرهء رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و عمر مخالفت نكند ، على ( ع ) گفت : من متعهّد مىشوم كه به اجتهاد خود عمل كنم و عثمان عمل كنم و عثمان مىگفت : آرى اين عهد و پيمان را من مىبندم همانند شديدترين پيمانى كه خدا از انبياء خود گرفته كه با سيرهء رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و عمر كم‌ترين مخالفتى نكرده و كوتاهى نكنم ، پس عبد الرحمن با عثمان بيعت كرده با او مصافحه نمود ، اصحاب شورا نيز همگى بيعت كردند . على ( ع ) كه تا آن موقع ايستاده بود ، به زمين نشست . عبد الرحمن به على ( ع ) گفت : بيعت كن و گرنه گردنت را مىزنم عبد الرحمن اين سخن را گفت و كسى شمشير به همراه نداشت جز عبد الرحمن ، بعضىها گفته‌اند كه على ( ع ) خشم‌ناك از مجلس بيرون آمد ، اصحاب شورا به دنبال على ( ع ) رفته چون به او رسيدند گفتند : بيعت كن و گرنه ما با تو مبارزه خواهيم كرد ، على ( ع ) با آنان بازگشت تا آن كه به عثمان بيعت كرد . . . « 1 » و بلاذرى از واقدى روايت كرده كه گفت : چون با عثمان بيعت كردند ، عثمان بيرون آمد و در مقابل مردم خطابه‌اى بخواند . سپس خداى را سپاس گفت و ادامه داد اى مردم ! سوارى هر مركب در اوّلين بار مشكل است ، پس از اين روزهاى بسيار مشكلى در پيش داريم ، اگر زنده ماندم خطبه براى شما خوانده مىشود ما كه تاكنون خطيب نبوده‌ايم و خداوند ، خطبه خواندن را به ما خواهد آموخت . « 2 » و ابن عبد ربّه گويد : از جملهء كسانى كه در خطبه خواندن دچار اضطراب و اشتباه مىشد ، عثمان بود كه گفت : ( اى مردم . . . ) تا آخر حديث . « 3 » و در البيان و التّبيين است كه عثمان به فراز منبر شد و دچار اشتباه گرديد و گفت : اى مردم ! همانا كه ابو بكر و عمر براى اين جا خطبه تهيّه مىكردند . . . تا آخر حديث .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 21 به بعد . ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 24 : ان عثمان لما بويع خرج الى الناس فخطب فحمد الله و اثنى عليه ثم قال : ايها الناس ان اول مركب صعب و ان بعد اليوم اياماً و ان اعش تأتكم الخطبة على وجهها فما كنا خطباء و سيعلمنا الله . ( 3 ) . عقد الفريد ، ج 2 ، ص 410 .