تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
شما چهار نفر كنار مىرويم ، ولى به اين شرط كه يكى از شما چهار نفر را من انتخاب كنم ، مذاكرات به طول انجاميده است و مردم ، سرها كشيده منتظرند كه نتيجهء انتخاب اعلام و خليفه و امام خود را بشناسند و اهالى شهرستان‌ها كه براى همين جهت مانده‌اند ، مىخواهند بازگردند ، همه با اين پيشنهاد موافقت كردند مگر على ( ع ) ، كه او گفت : تا ببينم . در اين هنگام ابو طلحه آمد . عبد الرحمن پيشنهاد خود را به وى گفت و اضافه كرد كه همه موافق‌اند به جز على ، ابو طلحه رو به على ( ع ) كرد و گفت : اى ابو الحسن تو مىدانى كه ابو محمّد عبد الرحمن ، نزد تو و همهء مسلمانان مورد اعتماد است ، تو چرا با او مخالفت مىكنى ؟ پس على ( ع ) عبد الرحمن بن عوف را قسم داد كه به دل‌خواه خود رفتار نكند و حق را مقدّم داشته به نفع مردم بكوشد و طرفدار فاميل خود نباشد . عبد الرحمن نيز قسم ياد كرد ، پس على ( ع ) گفت : انتخاب كن كه مؤيد باشى و اين جريان در بيت المال بود و گفته شده است كه در خانهء مسرور بن مخرمه بود . پس آن گاه عبد الرحمن يكايك آنان را با قسم‌هاى غلاظ و شدّاد قسم داد و از آنان عهد و پيمان گرفت كه او به هر كدام‌شان بيعت كند ، ديگران مخالفت نكنند و هركه خواست مخالفت كند اينان از عبد الرحمن پشتيبانى كنند و به همين ترتيب سوگند ياد كردند پس عبد الرحمن دست على را گرفته به او گفت : با خداى خود عهد كن و پيمان ببند كه اگر من به تو بيعت كردم ، اولاد عبد المطلب را به گردن مردم سوار نكنى و به سيرهء رسول خدا ( ص ) بدون كم و زياد رفتار كنى و هيچ از آن كوتاهى نكنى ، على گفت : من هرگز عهد و پيمانى با خدا نكنم كه نه خود بتوانم انجام دهم و نه هيچ كس ، كه را اين چنين ادعايى سزد كه بتواند به سيرهء رسول خدا ( ص ) رفتار كند ؟ ولى آن چه را كه متعهّد مىشوم اين است كه طبق سيرهء رسول خدا ( ص ) تا آن جا كه در دسترس سعى و كوشش باشد و امكاناتم اجازه دهد و وظيفه‌اى كه تشخيص دهم ، انجام خواهم داد . عبد الرحمن چون اين جواب بشنيد ، دست على ( ع ) را رها كرد پس از آن مراسم تحليف با عثمان اجرا شد و از او عهد و پيمان گرفت كه بنى اميّه را به گردن مردم سوار نكند و به سيرهء رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و عمر رفتار كرده كوچك‌ترين مخالفتى با آنها ننمايد ، عثمان نيز به همين شرايط قسم ياد كرد ، على ( ع ) گفت : ابو عبد الله ( عثمان ) آن چه را كه تو مىخواستى به
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 265 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا