تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
طلحة بن عبد الله بود . شناختن كسى كه براى بيعت‌اش تصميم گرفته شده بود از نظر ما مهم نيست ، مهم اين است كه خليفه در خطابهء خود « مشورت » در كار خلافت را بيان نمود ، در صورتى كه سابقه نداشت كه رسول خدا ( ص ) در جايى براى تعيين جانشين خود سخنى از مشورت و شورا به ميان آورده باشد ، و از طرفى بيعت ابو بكر به طور ناگهان و بدون تفكّر و تدبير انجام گرفت ، چنانچه از زبان عمر شنيديم . و همين طور ، خود عمر نيز با تعيين ابو بكر بيعت شد ، نه با رأى مجلس شورا و مشورت مسلمانان ، بنا بر اين اوّل كسى بود كه از راه شورا براى تعيين جانشين خود نقشه كشيد ، عمر در اين خطبه صراحتاً اظهار كرد كه پيش از زخمى شدن به دست فيروز غلام مغيرة بن شعبه ، در فكر شورا بوده است ، امّا اين كه آيا كسى را هم براى جانشينى خود كانديد كرده بود يا آن كه تعيين جانشين را فقط به نظر شورا واگذار كرد ، از رواياتى كه نقل مىكنيم معلوم خواهد شد . محبّ الدّين طبرى از عبد الله ابن عمر نقل مىكند كه گفت : چون عمر زخمى شد ، گفتم : يا امير المؤمنين ! چه مىشد كه با سعى و كوشش خود كسى را براى فرمانروايى اين مردم تعيين مىنمودى گفت : مرا بنشانيد ، عبد الله گويد : همين كه گفت مرا بنشانيد ، آن چنان ترسيدم كه آرزو كردم به پهناى مدينه از او فاصله داشتم . سپس گفت : سوگند به آن خدايى كه جان عمر در قبضهء قدرت اوست ، به طور حتم و مسلّم فرمانروايى را برمىگردانم به همان كسى كه اوّل بار آن را به من داد . « 1 » و امّا آن كه اوّل بار ، چه كسى خلافت را به عمر داد ، او همان عثمان بود ، چنان چه طبرى به سند خود از واقدى روايت مىكند : ابو بكر عثمان را به خلوت خواست و به او گفت : بنويس بسم الله الرّحمن الّحيم ، اين عهدنامه‌اى است كه ابو بكر بن ابى قحافه براى مسلمانان نوشته است ، امّا بعد . . . مىگويد همين كه گفت امّا بعد ، حالت بىهوشى به او
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 74 : لما طعن عمر قلت : يا امير المؤمنين لو اجتهدت بنفسك و امرت عليهم رجلا قال : اقعدونى و قال عبد الله : فتمنيت لو ان بينى و بينه عرص المدينه فرقاً منه حين قال اقعدونى ثم قال : و الذى نفس عمر بيده لاردنها الى الذى دفعها الى اول مرة .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 256 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا