و مهلّب در سند روايات سيف ، مهلّب بن عقبهء اسدى مىباشد . در تاريخ طبرى سيف از وى 67 حديث روايت نموده است و از اين راوى سيف نيز در كتابهاى رجال و سندشناسى نام و نشانى وجود ندارد ؛ اين بود متن و سند روايت سيف .
نسب زياد به روايت غير سيف
دينورى در كتاب خود به نام « الأخبار الطّوال » همين جريان را روايت مىكند : ( ابو موسى دربارهء زياد بن عبيد كه بردهء ثقيف بود نيكو دقّت كرد ، عقل و ادباش را پسنديد و به عنوان كاتب استخداماش نمود و مدّتى با او بود و پيش از اين با مغيرة همكارى مىكرد « 1 » ) .
و ابن عبد البر در استيعاب در ترجمهء زياد مىنويسد : وى را پيش از آن كه به معاويه ملحق شود زياد بن عبيد ثقفى مىناميدند و نيز روايت كرده كه راوى گفت : زياد پدر خود عبيد را به هزار دينار خريده آزادش كرد . ما به خاطر اين عمل خداپسندانهاى كه از او سر زد ، به حالاش غبطه مىبرديم « 2 » . و در جاى ديگر مىگويد : زياد در محضر عمر خطابهاى خواند كه از نظر شنوندگان ، بىسابقه بود . عمرو عاص گفت : به خدا قسم ! اگر اين پسر از خاندان قريش بود ، عرب را به چوبدستى خود مىراند و پيش مىبرد ، ابو سفيان گفت : به خدا قسم ! من كاملًا مىشناسم كسى را كه نطفهء اين پسر را در رحم مادرش گذاشته است ، على بن ابى طالب ( ع ) گفت : او كيست اى ابو سفيان ؟ گفت : خودم ، على ( ع ) گفت : اى ابو سفيان كوتاه بيا ، ابو سفيان گفت : به خدا قسم اى على ! اگر از يكى از دشمنانم كه در اين مجلس حاضر است و مرا مىبيند نمىترسيدم ، حتماً پرده از روى كارش برمىداشتم تا بدانند كه اين قدرت سخن او خود زياد نيست .
اما والله لو لا خوف شخص * يرانى يا على من الاعادى
لاظهر امره صخر بن حرب * و لم يكن المقالة عن زياد « 3 »
هامش
( 1 ) . اخبار الطوال ، ص 14 .
( 2 ) . الاستيعاب ، ج 1 ، ص 548 .
( 3 ) . الاستيعاب ، ج 1 ، ص 549 .