داستان پيوند زدن زياد به ابوسفيان
الولد للفراش و للعاهر الحجر !
فرزند از آن شوهر است و به زناكار سنگسارى مىرسد !
رسول الله ( ص )
يك نسب ننگين و ناشناخته
مادر زياد كه كنيهاش ابو مغيره بوده ، سميّه نام داشته و او ابو مغيره ( زياد ) مادرش سميّه ، كنيز يكى از روستاييان فارس بود . روستايى نام برده ، بيمار شد و حرث بن كلده را كه طبيبى ثقفى بود براى معالجهء خود خواست . در اثر مداواى حرث ، حال مريض رو به بهبودى نهاد و سلامت خود را بازيافت . او نيز در قبال اين خدمت سميّه را به طبيب معالج بخشيد . سميّه دو فرزند براى وى به دنيا آورد به نامهاى نفيع و نافع ، و پس از آن ، حرث ، سميّه را به عنوان زناشويى به غلام رومى خود كه ناماش عبيد بود تزويج نمود . در اين هنگام گذر ابو سفيان به طائف افتاد و از ابو مريم سلولى كه مىفروش و واسطهء كارهاى نامشروع بود درخواست كرد كه زنى به منظور عمل منافى عفّت براى او بياورد ، او هم سميّه را در آغوش ابو سفيان نهاد . سميّه باردار شد و زياد را موقعى كه همسر رسمى عبيد بود ، در سال اوّل از هجرت بزاد ، هنگامى كه رسول خدا ( ص ) طائف را محاصره كرد نفيع