از اين مقدّمه كه بيان شد ، بر اهل بحث و تحقيق ، آشكار گرديد كه آن چه را در زمان ابو بكر ارتدادش خواندهاند ، ارتداد از اسلام نبوده ، بلكه فقط مخالفت با ابو بكر بوده است . ولى چون مخالفين با بيعت ابو بكر ، از قبايل عرب و صحرا نشين بودهاند و در مبارزه شكست خورده نتوانستند قدرتى به دست گيرند ، و از طرفى قدرت و حكومت ، براى سالهاى متمادى در دست ابو بكر و عمر ، ياران و خاندان آنها و پيروانشان باقى ماند ، و رواياتى كه جريان مبارزات و اوضاع سياسى آنان را تشريح مىكند به وسيلهء همين افراد متنفذ و پيروز به دست ما رسيده است . لذا بر ما لازم و واجب است كه در صحّت مطالبى كه نسبت به جبههء شكست خورده نقل مىكنند ، دقيقاً بررّسى نماييم . اين بود خلاصهاى از واقعهء مرتدين در دوران ابو بكر .
سيف چه مىگويد ؟
طبرى از سيف بن عمر نقل مىكند : هنگامى كه با ابو بكر بيعت شد ، عرب ، عموماً و يا در هر قبيلهاى دستهاى مرتد شدند . « 1 » و نيز در جاى ديگر از قول او نقل مىكند : كفر ، روى زمين را فرا گرفت و از دين روى گردانيده شد و در هر قبيلهاى يا همگى افراد آن قبيله و يا عدهء مخصوصى از آن مرتد شدند مگر قريش و ثقيف . « 2 » سيف ، در توصيف جنگهايى كه بر سر ارتداد واقع شد ، داستانهايى افسانه وار و خيالى ساخته كه به طور پراكنده در تاريخ طبرى به چشم مىخورد . و انصافاً بايد گفت كه سيف ، در افسانه سازى از سازندگان افسانههاى « عنترة بن شداد » و امثالاش استادتر و دامنهء خيال بافىاش وسيعتر بوده است ، زيرا براى قهرمانان افسانههاى سيف ، از بيابان خشك و كوير چشمهء آب جارى مىشود ، و بر روز آب دريا راه مىروند ، و حيوانات با آنان سخن مىگويند ، و فرشتگان از براىشان خبرگزارى مىكنند ، و از اين قبيل مطالب كه در ديگر
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ص 461 ؛ لما بويع ابو بكر ارتدت العرب اما عامة و اما خاصة فى كل قبيله .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ص 475 ؛ كفرت الارض و تصرمت و ارتدت من كل قبيلة عمة او خاصة الا قريشاً ثقيفاً .