گفتار و كردار موجب كافر شدن بدانند و دانشمندان اسلامى تصريح كردهاند كه اگر در گفتار مرد مسلمانى 99 % احتمال برود و 1 % احتمال ايمان ، حكم به كفر چنين مسلمانى نتوان نمود . « 1 »
تاريخنگاران چه مىگويند ؟
از كتب تاريخ چنين استفاده مىشود كه افرادى كه با ابو بكر جنگيدند اسلام را قبول داشتند و نماز مىخواندند ؛ به توحيد و نبوّت گواهى مىدادند و مخالفت آنان ، تنها در پذيرفتن حكومت ابو بكر و پرداختن زكاتشان به او بود چنان كه ابن كثير در تاريخ خود چنين گويد :
« به جز « ابن ماجه » همگى اهل حديث ، در كتابهاى خود از ابو هريره روايت كردهاند كه عمر بن خطّاب به ابى بكر گفت : براى چه با مردم جنگ مىكنى ؟ در صورتى كه رسول خدا ( ص ) فرمود : من مأمورم كه با مردم جنگ كنم تا آن جا كه شهادت به يگانگى خدا و رسالت من ( محمّد ( ص ) . . . ) بدهند و همين كه شهادتين را گفتند ، جان و مالشان را از ناحيهء من حفظ كردهاند و ديگر با آنها نخواهم جنگيد مگر آن كه به حق باشد .
ابو بكر گفت : به خدا قسم ! اگر زكاتى را كه به رسول خدا ( ص ) مىپرداختند ، به من نپردازند گرچه يك شتر يا پاىبند شتر باشد ، حتماً با آنان خواهم جنگيد ، زيرا كه زكات حقّ مال است ، به خدا قسم به طور حتم با كسى كه بين نماز و زكات فرق بگذارد ، خواهم جنگيد .
عمر گويد : من چون ديدم كه خدا سينهء ابو بكر را براى جنگ آماده نموده ، دانستم كه او بر حقّ است . « 2 »
هامش
( 1 ) . از باب مرتد در حاشيهء رد المختار على الدر المختار ، تأليف ابن عابدين طبع مصر .
( 2 ) . البداية و النهاية ، ج 6 ، ص 311 : « و ان عمر بن الخطّاب قال لابى بكر : لم تقاتل الناس و قد قال رسول الله ( ص ) امرت أن اقاتل الناس حتى يشهدوا ان لا إله الا الله و أن محمّداً رسول الله فاذا قالوها عصموا منى دماءهم و أموالهم ال بحقها .
فقال ابو بكر : والله لو منعونى عناقاً و فى رواية عقالا كانوا يئودونه الى رسول الله ( ص ) لا قاتلنهم على منعها ان الزكاة حق المال والله لا قاتلن من فرق بين الصلاة و الزكاة قال عمر : فما هو الا أن رأيت الله قد شرح صدر الى بكر للقتال فعرفت انه الحق » .