تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و قولة لعلى قالها عمر * اكرم بسامعها اعظم بملقيها حرقت دارك لا أبقى عليك بها * ان لم تبايع و بنت المصطفى فيها ما كان غير ابى حفص يفوه بها * أمام فارس عدنان و حاميها
عمر به على ( ع ) گفت : چنانچه بيعت نكنى خانه‌ات را آتش مىزنم آن چنان كه يك نفر از كسان تو كه در آن خانه‌اند . جان به در نبرند ، در حالى كه از اشخاصى كه در آن خانه بودند ، دختر رسول خدا ( ص ) بود . اين سخن جز از دهان ابو حفص ( عمر ) از دهان هيچ كس در محضر پيشواى سواران عدنان و حمايت‌كنندهء آنان ( على ( ع ) ) بيرون نيايد ، و كسى را جرأت گفتار چنين سخنى نبود ! يعقوبى گويد : با جمعى آمدند و به خانه هجوم آوردند . . . تا آن جا كه گويد : شمشير على شكست و به خانه در آمدند . « 1 » طبرى مىنويسد : عمر بن خطّاب به منزل على آمد طلحه ، زبير و مردمى از مهاجرين نيز در خانه بودند ، زبير با شمشير برهنه‌اى كه در دست داشت از خانه بيرون آمد و به عمر حمله كرد . در اين هنگام پايش لغزيد و شمشير از دست‌اش افتاد ، همراهان عمر بر او جستند و او را گرفتند « 2 » آن گاه على ( ع ) را دست‌گير كردند و به پيش ابو بكر بردند و گفت و شنودى در ميان‌شان جريان يافت كه مشروح آن را در فصل آينده خواهيد خواند .
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 105 . ( 2 ) . طبرى ، ج 3 ، ص 198 و 199 و محب الدبن طبرى در رياض النضرة ، ص 167 ؛ و تاريخ خميس ، ج 1 ، ص 188 ؛ و ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 58 و 122 و 132 و 134 و ج 6 ، ص 2 ؛ و كنز العمال ، ج 3 ، ص 128 .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 133 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا