ابو بكر براى بيعت گرفتن از على ( ع ) دنبال وى فرستاد ، ولى او بيعت نكرد آن گاه عمر با شعلهء آتش به سوى خانهء وى رهسپار گشت .
حضرت فاطمه ( س ) به او گفت : « اى پسر خطّاب ! آيا تويى كه مىخواهى در خانهام را آتش زنى ؟ »
عمر پاسخ داد : آرى ! ! اين كار آن چه را كه پدرت آورده است محكمتر مىسازد . « 1 » جوهرى در كتاب خود « السقيفه » چنين مىنويسد :
عمر با عدّهاى از مسلمانان رو به خانهء على ( ع ) آورد تا خانه را با اهلش آتش زند . « 2 » و عبارت ابن شحنه موّرخ شهير چنين است : تا خانه را و هر كه را در آن است آتش بزند . « 3 » در كنز العمال آمده است كه عمر به فاطمه ( س ) گفت : با اين كه مىدانم هيچ كس را رسول خدا به اندازهء تو دوست نمىداشت ، ولى اين حقيقت هرگز مرا از تصميم خود باز نمىدارد و اگر اين چند نفرى كه در خانهء تو اجتماع كردهاند ، دستور خواهم داد كه در خانه را به روى تو آتش بزنند . « 4 » هنگامى كه عبدالله بن زبير با بنى هاشم جنگ مىكرد و آنان را در شكاف كوه محصور نموده ، فرمان داد تا هيزم آورده آنان را با آتش بسوزانند ، برادرش عروة بن زبير براى تصحيح عمل عبدالله و عذر آوردن از كردهاش مىگفت : اين كار برادرم جنبهء تهديد و ترساندن داشته ، همچنان كه در گذشته نيز اين عمل سابقه دارد ، و يك وقت ديگر نيز چون بنى هاشم بيعت نكردند ، هيزم آوردند تا آنان را آتش بزنند . « 5 » و مقصودش از گذشته همين روز سقيفه بود ، كه بنى هاشم از بيعت با ابو بكر خوددارى كردند .
شاعر بزرگ مصر ، حافظ ابراهيم نيز اين جريان را به ياد مىآورد آن جا كه گويد :
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 586 .
( 2 ) . ابو بكر جوهرى به روايت ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 134 .
( 3 ) . ص 112 از تاريخش در حاشيهء تاريخ كامل .
( 4 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 140 .
( 5 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 100 ؛ و ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 481 ط . ايران اين جريان را يادآورى مىكند آن جا كه فرمايش امير : مازال الزبير منا حتى نشأ ابنه را شرح مىدهد .