( 1 ) اى كاش براى فاطمه و پدرش را چشمى بود كه توان نظاره به دختران و پسرانش را داشته كه بعضى مسلوب و آن دگر مجروح ، و آن يكى به زنجير كشيده و آن ديگر سر از پيكر جدا شده ، و دختران رسالت را با گريبانهاى چاك شده ، بلا رسيدگانى كه به از دست دادن محبوب ، دردمند ، با موهاى پريشان ، و از چادرها بدر آمده ، و سيلى بر چهرهء زن ، نوحه و ناله سر دادهاند ، و اين احساس كه ديگر حامى و سرپرستى ندارند وجود آنها را در بر گرفته .
و شما اى انسانهاى اهل بصيرت و بينش ، و اى صاحبان نظر و فهم و خرد ، مصائب اين عترت طاهره را با خود حديث كنيد ، و براى خدا بر اين وحدت و كثرت سرائيد ، و با فرو ريختن اشك بر اين مصائب با آن عزيزان همراهى كرده و براى از دست رفتن فرصت يارى رساندن به ايشان در سوگ باشيد .
چه ، اين جانهاى شريف امانتهاى گرانقدر خير الانام ، و ميوهء قلب رسول اكرم ، و نور چشمان زهراء بتول اطهرند ، آن عزيزى كه پيامبر با لبان خود دهان و دندانش را مىليسيد و مىبوسيد ، و پدر مادرشان را بر امت تفضيل مىنهاد .
ان كنت في شكّ فسل عن حالهم * سنن الرّسول و محكم التنزيل
اگر در فضيلت آنان دچار ترديدى ، از قرآن و سنّت از حال آنان بپرس
فهناك اعدل شاهد لذوى الحجى * و بيان فضلهم على التّفصيل
عادلترين گواه كه با تفصيل فضل آنان را براى خردمندان بيان كند آنجاست
و وصيّة سبقت لاحمد فيهم * جاءت اليه على يدى جبريل
وصيت پيامبر كه جبرئيل آورد در بارهء آنان است .
چگونه با اين فاصلهء زمانى اندك آن همه احسان جدّ آنان را با كفران جبران كردند ، و چسان با تعذيب ميوهء دل وى عيشش را مكدّر كرده ، با ريختن خون فرزندش شخصيت والايش را تحقير نمودند ! كجاست موضع و جايگاه پذيرش وصاياى پيامبر به عترت و آل ، و به گاه ملاقات و پرسش از امت پاسخ چيست ؟ با آن كه امت آنچه را كه پيامبر پى ريزى كرده بود