( 1 ) و اگر نبود امتثال فرمان كتاب و سنّت كه بايد براى ناپديد شدن و محو اعلام هدايت و تأسيس حكومت غوايت و گمراهى - حكومت بنى أميّه - و تأسّف بر از دست دادن اين سعادت ، و تلهّف و افسوس بر اين گونه شهادتها و غروب اين كواكب تابان لباس عزا و مصيبت درآييم ، هر آينه زيبنده بود كه براى اين نعمت بزرگ كسوت مسرت و شادمانى بر تن كشيم .
و چون در اين عزادارى رضايت سلطان معاد ( پروردگار ) ، و هدف بندگان نيك نهفته ، لذا ما در لباس عزا در آمده هماره آب در ديده مىگردانيم ، سخن ما با چشممان اين است كه در مصائب كربلا پياپى بگرى ، و با دلها مىگوييم كه : همچون زنان فرزند مرده ناله سرده .
چه ، امانتهاى رسول مهربان در روز عاشورا دستخوش تباهى گرديد ، و وصاياى او در بارهء حرم و فرزندانش با دست امّت و دشمنان وى محو و نابود گرديد .
خدا را ، از آن همه بار گران مصائب كه قلوب را رنجور ، و اين همه سختى و هلاكت را در پى داشته و آن مصيبتها كه همهء مصائب در برابرش ناچيز ، و آن حوادث سخت و تلخ كه جامهء تقوى را دريده ، و آن تيرها كه خون رسالت را بر زمين جارى كرده و آن دستها كه جلالت الهيه اهل البيت را در كسوت اسارت در آورده ، و آن فجايع كه سران ابدال را فرو افكنده ، و آن بلايا كه جانهاى بهترين خاندانها را بر آورده ، و آن بد آمد كه مصيبت آن تا به جبرئيل رسيده ، و آن فظائع كه بر پروردگار جليل گران آمد .
چرا چنين نباشد و حال آن كه در آن روز گوشت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بر روى ريگستان فرو ريخته و خون پاكش با شمشير گمراهان بر زمين جارى ، و چهرههاى دخترانش در منظر ديدگان راننده و شماتتگر قرار گرفته ، و آنان را در حضور ناطق و صامت از لباس بر آورده ، و ابدان آن بزرگواران را از لباس عريان ، و آن اجساد مكرّمه بر روى خاك افتاده و خفته ! ! مصائبى خاندان رسالت را پراكنده ، و در قلب هدايت تيرها نشسته تا هلاكش كند .
و زنان مصيبت ديدهاى كه شعلهء آتش حزن و تأسف را بر افروزند .
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٧٥