بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( 1 ) ستايش مر خداى را سزد كه از افق خردها بر بندگانش متجلّى است ، او كه با منطق كتاب و سنّت پرده از روى مراد و خواستهاش به كنارى زد ، او كه دوستانش را از آلودگى به دار غرور ( دنيا ) منزّه داشته و آنان را به انوار سرور بالا برد .
اين عنايت نه از باب عطاى فزون بر خلايق و نه پناهيدن آنان به راههاى زيباست بلكه آنان را پذيراى الطاف و مستحقّ اوصاف نيكو ديد و از همين رو تعلّق آنان را به ريسمانهاى مهمل كارى نپسنديد ، بلكه آنان را توفيق تخلق به اعمال كماليه بخشيد .
تا آن جا كه جانهاى آنان از غير خدا ملول گرديده روانهايشان به زيور عرفان رضايش آراسته شد ، پس دلهاى آنان به سوى ظلّ او و آرزوهايشان به كرم و فضل او روى آورد .
در نزد آن شادمانى وصول به دار بقاء را مىبينى و در چهرهشان اثر شفقت مشفق به گاه دريافت اخطار لقاى او را مىنگرى .
هماره اشتياقهاشان در آنچه ايشان را به مراد او نزديك سازد رو به فزونى است و خوشرويى آنها با آمد و شد به درگاه ربوبى همراه است ، و گوشهاى آنان براى استماع اسرار او شنوا ، و دلهايشان شادمان از شيرينى و حلاوت ذكر و ياد اوست .
خدا به اندازه تصديق ايشان بر آنان تحيّت فرستاده از نزد خود آنان را عطاى نيكوى آكنده از مهر مىبخشد .