تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
حرمت فرزندانش را دريدى و اين جايى است كه خدا پراكندگىهايشان را جمع و پريشانيهايشان را دفع ، و حقوق آنان را بگيرد « آنان را كه در راه خدا به شهادت رسيدند مرده مپندار ، بل زندگانى هستند كه در نزد پروردگارشان مرزوق‌اند « 1 » » . ( 1 ) ( اى يزيد ) همين قدر تو را بس است كه خداى داور ، و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله دشمنت و صاحب خون ، و جبرئيل پشت و پشتوان باشد ، و زودا بداند آن كس كه فريبت داد و تو را بر گردهء مسلمانان سوار كرد ، چه بد جانشينى برگزيده ، و كدام يك مكانتى بدتر داشته نيرويى اندكتر دارد . يزيد ، گر چه دواهى و بلاهاى زياد از تو بر من فرود آمد ولى هماره قدر تو را ناچيز دانسته فاجعه‌ات را بزرگ ، و نكوهشت را بزرگ مىشمرم ، چه كنم كه ديدگان ، اشكبار و سينه‌ها سوزان است . شگفتا و بس شگفتا كشته شدن حزب اللَّه نجيبان به دست حزب شيطان طلقاء است ، از دستهاى پليدشان خونهاى ما مىچكد ، و دهانهاى ناپاكشان از گوشت ما مىخورد ، و آن جسدهاى پاك و پاكيزه با يورش گرگهاى درنده روبروست ، و آثارشان را كفتارها محو مىكند ، و اگر ما را غنيمت گرفتى ، زودا دريابى غنيمت نه كه غرامت بوده است ، آن روز كه جز آنچه دستهايت از پيش فرستاده نيابى ، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نيست ، و شكايتها به سوى خداست . هر كيد و مكر ، و هر سعى و تلاش كه دارى به كار بند ، سوگند به خداى كه هرگز نمىتوانى ، ياد و نام ما را محو و وحى ما را بميرانى ، چه دوران ما را درك نكرده ، اين عار و ننگ از تو زدوده نگردد . آيا جز اين است كه رأى توست و باطل ، و روزگارت محدود و اندك ، و جمعيت تو پراكنده گردد ، آرى ، آن روز كه ندا رسد :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
. پس حمد مر خداى راست كه براى اوّل ما سعادت و مغفرت ، و براى آخر ما
هامش
( 1 ) - آل عمران / 157 ،وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.