افتاد ، « 1 » و اين شمشير به غارت رفته غير از ذو الفقار است ، زيرا ذو الفقار ذخيره شده با چيزهاى ديگر از ذخائر نبوّت و امامت مصون مانده ، و راويان آنچه را حكايت كرديم عينا تصديق كردهاند .
( 1 ) راوى گويد : جاريه و كنيزكى از سوى خيمههاى حسين عليه السّلام مىآمد .
مردى به دو گفت : اى امة اللَّه - كنيز خدا - آقايت به شهادت رسيد .
كنيزك گويد : با شتاب به سوى خانمها و خواتين برگشته صحيحه مىزدم ، مخدّرات برخاسته و ناله سر دادند و صيحه برداشتند .
[ غارت خيام حرم و اسارت آل الرسول صلى الله عليه و آله ]
گويد : دشمنان براى غارت خانههاى آل الرسول و نور چشم زهراء بتول از يك ديگر پيشى گرفته به چپاول پرداختند تا آن جا كه از دوش زن ، پارچه و ملحفه را كندند و دختران رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و حريم او بيرون شده گريه سر داده براى فراق حاميان ، و عزيزان ندبه و نوحه مىنمودند .
حميد بن مسلم گويد : زنى از بنى بكر بن وائل كه با شوهرش در سپاه عمر بن سعد بود چون ديد كه چگونه بر زنان حرم حسين عليه السّلام در خيمهها يورش برده تاراج مىكنند ، شمشيرى بگرفته و به سوى خيمهها شتافته ، و فرياد كشيد : اى آل بكر بن وائل آيا دختران رسول اللَّه را غارت مىكنيد ؟ ! ! حكم و حكومت جز براى خدا نيست ، اى خونخواهان رسول اللَّه ، شوهرش او را گرفته و به جايش باز گردانيد .
راوى گويد : سپس زنان را برهنه سر ، غارت شده ، با پاى برهنه و در كسوت اسارت در آمده از خيمهها بيرون رانده آتش در خيمهها زدند .
زنان مىگفتند : به حقّ خدا ما را به قتلگاه بريد ، چون نظر زنان به كشتگان افتاد صيحه كشيده بر چهرهها تپانچه نواختند .
گويد : به خدا سوگند ، فراموش نمىكنم زينب دخت علىّ عليه السّلام را كه بر حسين عليه السّلام نوحه مىكرد و با آوايى حزين و دلى دردمند ندا كرده مىگفت : وا محمّداه ! خداى
هامش
( 1 ) - شرح حال دختر حبيب بن بديل به دست نيامد . حبيب از راويان حديث ولايت است ، الغدير 251 .