[ عاقبت كار حاضرين در صحنه كربلا ]
( 1 ) ابن رياح « 1 » روايت كرده : كورى را ديدم كه در صحنهء كربلا حاضر بود و از علّت كورى از وى پرسيده شد ؟
گفت : در روز عاشورا در كربلا حضور داشتم بدون اينكه از نيزه و شمشير و تير استفاده كنم ، بعد از شهادت امام ، به خانهام بازگشتم و بعد از نماز عشاء خفتم .
در رؤيا ديدم يكى گفت : دعوت پيامبر را اجابت كن .
گفتم : مرا با او چكار ؟ گريبانم را گرفته و كشيد و نزد پيامبر برد ، ديدم پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در بيابانى نشسته ، و آستينها را تا آرنج بالا زده و حربهاى در دست دارد ، فرشتهاى در نزدش ايستاده و شمشيرى از آتش بدست دارد و ياران نه نفرى مرا مىكشد و بر هر كس كه شمشير آتشين فرود مىآورد آتش مىگيرد و شعلههاى آتش از وى بلند مىشد .
جلو رفتم و نزدش بر زانو نشستم و گفتم : السّلام عليك يا رسول اللَّه ، جوابم نفرمود و مكث طولانى نمود .
بعد سر را بالا كرد و فرمود : اى دشمن خدا انتهاك حرمتم كرده عترتم را كشته و رعايت حقّم را ننموده و كردى آنچه كردى .
گفتم : يا رسول اللَّه ، به خدا كه شمشيرى نزده و نيزهاى را فرود نياورده و نيزهاى نيانداختم .
فرمود : راست گفتى ، و ليكن سياهى لشكر بودى ، نزديكم بيا ، نزديكش شدم ، طشتى پر از خون ديدم ، فرمود : اين خون فرزندم حسين است ، از آن خون در چشمم كشيد از خواب جستم از آن زمان تا كنون چيزى را نمىبينم .
از امام صادق عليه السّلام از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است كه فرمود : در روز قيامت براى فاطمه عليها السّلام ، قبّهاى از نور بر افراشته شود ، و حسين عليه السّلام در حالى كه سر مطهّر خود را در دست دارد
هامش
( 1 ) - او عطاء بن أبي رياح از تابعان و بردهاى سياه بود كه در يمن زاده شد و در مكه رشد كرد .
فتوا دهندهء كسان خود بود . به سال 114 ه در مكّه درگذشت .
تذكرة الحفّاظ 1 / 92 ، صفة الصفوة 2 / 119 ، الاعلام 4 / 135 .