كه از آن گريزى نيست ، چه اين تيرها پيكهاى دشمن به سوى شماست » .
( 1 ) در روز عاشورا ساعتى چند حملهء همگانى صورت گرفت كه جمعى از اصحاب امام شهيد شدند . اين گاه بود كه امام حسين عليه السّلام دست مبارك را بر محاسن شريفش نهاده فرمود : - « غضب خدا بر يهوديان آنگاه شدت گرفت كه براى خدا پسر قرار دادند ، و بر نصارى آن زمان كه خداى را سهگانه دانستند و بر مجوس وقتى كه شمس و قمر را پرستش كردند ، خشم خدا بر امّتى سخت شد كه براى كشتن پسر دختر پيامبر خود همداستان شدند » .
« نه به خدا هرگز تسليم خواستهشان نشوم تا خداى را با بدن خون آلود ملاقات كنم » .
امام صادق عليه السّلام فرمود : از پدرم شنيدم كه مىفرمود : چون امام حسين عليه السّلام با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد ، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا كه بر سر حسين عليه السّلام سايه گسترد ، و آنگاه امام مخيّر شد بين پيروزى بر دشمنانش و بين ملاقات و لقاى پروردگارش ، او لقاى پروردگارش را برگزيد .
راوى گويد : آنگاه حسين عليه السّلام فرياد بر آورد : « آيا فريادرسى هست كه براى خدا به دادمان برسد ، آيا مدافعى هست كه از حرم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله دفاع كند ؟ »
[ توبه حر بن يزيد رياحى ]
اين زمان بود كه حرّ بن يزيد رياحى رو به عمر بن سعد كرد و گفت : آيا با اين مرد مىجنگى ؟
گفت : آرى به خدا جنگى كه آسانترين شكل آن پراندن سر و قطع دستهاست .
حرّ رفت و در جايگاهش بين همگنان ايستاد و او را رعده و لرزهاى افتاد كه چونان لرزهاى كه بر بيد مىافتد .
مهاجر بن اوس « 1 » به دو گفت : به خدا كه كارت عجيب و شبهه بر انگيز است ، اگر
هامش
( 1 ) - در كتاب تسمية من قتل مع الامام : 155 مهاجرين اوس از بجيله را در زمرهء شهدا مىشمارد و من نمىدانم آيا دو مهاجر بن اوس در آنجا حضور داشتهاند يا يكى بيش نبوده كه در آغاز در اردوگاه ابن سعد حضور داشته و سپس به اردوگاه امام پيوسته است و با امام به شهادت رسيده است .